نظر علي الطالقاني

73

كاشف الأسرار ( فارسى )

ايشان دادند . و انواع بلاها و اقسام اذيّتها كشيدند و جانهاى خود را فداى اين راه كردند و هيچ دست خود را كوتاه نكردند بلكه روز به روز زيادتر كردند . و به ايشان مردم نويدها دادند كه دست از اين سخن كوتاه كنيد و هر چه از دنيا بخواهيد آماده است و ما مطيعيم ، هيچ اعتنا نكردند . دليل پنجم سير و تتبّع در احوال ايشان است در خلوات و هنگام راز و نياز و مناجات با قاضى الحاجات كه همهء ايشان چون مار گزيده بر خود پيچيدند و مانند ثكلى ناليدند و نعره كشيدند و مانند چوب خشك بر زمين مىافتادند كه مردم اعتقاد به موت ايشان مىنمودند . و اين نيز اتفاق همهء ايشان ( ع ) بود در تمام عمر . دليل ششم دعا و نفرين ايشان است كه همهء ايشان نيز اين را داشتند كه دست بر مىداشتند و از خدا مىخواستند و فى الفور به اجابت مىرسيد و اظهار شكر مىنمودند و مىفرمودند كه خداى ما اجابت ما نمود و الّا از ما هيچ بر نمىآمد و ما قادر بر نفع و ضرر خود نيستيم . دليل هفتم نسبت دادن ايشان ( ع ) است هر نعمت و قدرت و علم و صحّت و مرض و هر چيزى را به خدا ، و زبان به شكر گشودن و گاهى مانند گدايان از خدا چيزى خواستن . و زياده از حدّ و احصاء به مردم دعاها تعليم نمودند كه برويد و خداى ما را بخوانيد تا حاجت شما را بر آورد و همه كردند و به هر چه فرمودند رسيدند و هيچ‌يك تخلّف نكرد . دليل هشتم درست سير نمودن است در سر تا پاى ايشان صلوات اللّه و سلامه عليهم اجمعين در خلق و خلق و افعال و اطوار و پاكيزگى و صدق گفتار و حسن رفتار و علوّ همّت و بلندى طبيعت ايشان و در بوى خوش و نور و ضياء و حسن و بهاء و كرامات و معجزات و اخبار به مغيبات و اجابت دعوات و شفا و دوا بودن سر تا پاى ايشان و سهل بودن شفا و علاج هر دردى و مرضى كه ديگران از او مأيوس بودند و زنده كردن مردگان و غير اين از امورات عجيبه و غريبهء ايشان است ( ع ) . دليل نهم تعمّق و تفكّر است در اوضاع آسمانها و كواكب كه علم هيئت فى الجمله شرح آن داده و از هر هزار يكى را نموده ، و ملاحظه چهار فصل سال و كيفيت ابرها و بادها و رعد و برق و باران و برف و گرما و سرما و اعتدال هوا و گردش مهر و ماه و شب و روز است . و بعد تفكّر در خلقت حيوانات و طيور و وحوش و عجايب فطرت انسان