نظر علي الطالقاني

61

كاشف الأسرار ( فارسى )

ايشان همين است كه ايشان را ملتفت نمائى كه آيا پدر يا معلّم يا استاد يا فلان رئيس يا فلان زاهد يا فلان عارف معصوم است يا نيست ؟ اگر گويد معصوم است ، به سهولت توان فهماند كه از مخلوقات جز چهارده معصوم و ساير پيغمبران صلوات اللّه عليهم اجمعين احدى معصوم نيست و همان رئيس تو نيز خود را معصوم نمىداند . و اگر گويد نيست ؛ شايد خطا و سهو و اشتباه كرده باشد ، پس بدون برهان عقلى يا نقلى چگونه قول او را قبول كرده‌اى ؟ حال گوئيم همين يقين تقليدى كه اوّل درجهء يقين و سهل‌ترين درجات است بسيار مشكل است ؛ زيرا كه موقوف است بر يقين به توحيد و شناختن پيغمبر ( ص ) و اثبات عصمت از راه عقل . پس ثابت شد كه دليل نقلى بىبرهان عقلى تمام نمىشود و اصل سرچشمه و سر منشأ ، برهان عقلى خواهد بود . و سرّ مطلب اين است كه خداوند حكيم به كافّهء خلق عقلى داده است و پيغمبران ( ع ) اوّل به معجزات و برهان عقل مردم را هدايت كنند و ايشان را از خواب غفلت بيدار نمايند و به واسطهء عقلى كه خدا به ايشان داده برهانى كه پيغمبر ( ص ) بفرمايد بفهمند ، پس هر كس انكار نمايد از روى عناد و تكبّر بوده . دويم علم اليقين است كه از راه استدلال و برهان عقلى يقين حاصل شود . و اگر اين دو با هم ضمّ شوند اجتماع عقل و نقل باشد و يقين از دو راه حاصل شود . و راه علم اليقين بر اغلب ناس مشكل بلكه محال است و يك فائدهء ارسال رسل از براى رفع اين اشكال و سهولت امر است . سوّم عين اليقين است كه خود به چشم باطن مشاهدهء مطلب نمايد نه همان آثار و لوازم او را تنها ببيند كه مقام علم اليقين بود . چهارم حق اليقين است كه خود متلبّس به لباس مطلب باشد و آثار او را در خود ببيند و متخلّق به اخلاق اللّه باشد . و مثال اين چهار مقام اين است كه كسى آتش و لوازم او را نديده باشد و از قول ديگران يقين به وجود او نمايد و پس از آن دود را ببيند و پس از آن خود آتش را ببيند و پس از آن از حرارت آتش ، خود گرم شود و آخر آن است كه در آتش بسوزد و خود به امداد آتش ، كار آتش نمايد و اين آخر حقّ اليقين است نه اوّل او و اوّل او اوّل گرم شدن است . و از مشكل و كم‌ياب بودن مقام اوّل ظاهر است كه مراتب ديگر چقدر ناياب