نظر علي الطالقاني

508

كاشف الأسرار ( فارسى )

كه پيغمبران چيزى بخواهند و نشود و خداوند به ايشان ندهد ؟ چنانچه در بارگاه سلاطين دنيا هم هر كه بهتر او را شناخت و بهتر خدمت نمود بالاتر و مقرّب‌تر از همه خواهد بود و همين طور است هر كسى كه تو گمان كنى . به هر كه بهتر خدمت كردى مقرّب‌تر به او خواهى شد . و هر گوسفند كه بهتر شير دهد و هر اسب كه بهتر تو را خدمت نمايد عزيزتر و مقرّب‌تر در نزد تو خواهد بود . پس بديهى شد كه كمال انسان اين است ، و بديهى شد كه اين كمال كه معرفت خدا و اطاعت او باشد و تقرّب به او باشد بدون تكليف و بدون پيغمبران ممكن نيست . زيرا كه شناختن خدا و اطاعت او نمودن كار عقول مردم نيست و شعور و عقل مردم به اين پايه نمىرسد . چنانچه دانستى كه اين همه كفرها و شرك‌ها از اطاعت نكردن پيغمبران و از نشنيدن فرمايشات ايشان و به عقل خود تكيه كردن و تابع هوا و هوس شدن ناشى شد . پس ظاهر شد كه بدون اين طريقه شرايع ، به كمال رسيدن محال است و قدرت بر محال تعلّق نمىگيرد . پس آنچه بعضى از جهّال گمان كنند و يا به زبان گويند كه چه عيب داشت و چه ضرر داشت اگر حق تعالى مردم را بدون تكليف و زحمت به بهشت مىبرد و يا گويند چه خوب بود خدا همچه مىكرد ، مىخواهند مصلحت بينى كنند و به خدا چيز ياد بدهند نعوذ باللّه . شكّ و ازاحه اگر سؤال كنى كه معرفت پيغمبر و امام ( ع ) از اين بيان معلوم نشد كه از اصول دين است بلكه دلالت او به نبودن بهتر است زيرا كه سلطان حقيقى و معشوق استحقاقى جز خداوند يكتاى بىهمتا نيست ، پس شايد شناختن ايشان هم بلا تشبيه مثل شناختن مجتهدين باشد به جهت تقليد و اطاعت و معرفت خدا و خدمت پروردگار ، پس شناختن ايشان هم مقدمهء عمل باشد . جواب اين است كه به ضرورت جميع مذاهب معرفت هر پيغمبر ( ص ) از براى امت او از اصول دين بوده و بدون معرفت او و اقرار به او از كفر خارج نمىشده و اسلام و ايمان بر او صادق نمىآمده و آيات بسيار دلالت دارد كه انكار يك پيغمبر انكار خدا و همه پيغمبران است . مثل كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ . كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ . كَذَّبَ أَصْحابُ الْأَيْكَةِ الْمُرْسَلِينَ 88 كه همه در سورهء شعرا است . و حال آنكه هر قومى در ظاهر همان انكار پيغمبر خود را كردند . و واضح‌تر از اين در سورهء ( نساء ) فرموده إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ