نظر علي الطالقاني

504

كاشف الأسرار ( فارسى )

كه تكيه به عقل ناقص خود كردند و در مقام تشخيص خدا به ظنّ و تخمين سخن گفتند و كافر و مشرك شدند و اگر متابعت انبياء و ائمه هدى صلوات اللّه عليهم اجمعين مىكردند احدى كافر و مشرك نمىشد . حال گوئيم هر كس كه خدا را تشخيص داد و او را معيّن نمود كه چيست ، به اتّفاق همه معصومين ( ع ) او كافر و مشرك است . پس اول ، همه به هدايت فطرى و ارشاد عقلى و دلالت جبلّى گفتيم خدائى هست . بعد در مقام اين بر آمديم كه آن خدا چيست . يكى گفت آفتاب است ، يكى گفت ماهتاب است ، يكى گفت ستاره است ، يكى گفت آتش است ، يكى گفت بت است ، يكى گفت گوساله است ، يكى گفت فرعون است ، يكى گفت يزدان و اهرمن است ، يكى گفت عيسى است ، يكى گفت امير المؤمنين است و همچنين به عدد ما شاء اللّه . و به اجماع انبياء و ائمه ( ع ) هر كس گفت كه خدا اين است و حقيقت او چنين است بلا شك كافر و خارج از دين است . و اجماع ايشان ( ع ) و دين و مذهب ايشان اين بود كه اسلام و ايمان و معرفت در اين مقام ، اعتقاد و اقرار است كه نمىدانيم خدا چيست و كنه حقيقت او چيست ( و ما عرفناك حقّ معرفتك ) 82 ورد ايشان ( و العجز عن درك الادراك ادراك ) 83 ذكر ايشان و فرمودند هر چند به دقّت عقل و وهم خود فكر كنيد كه خدا چيست و چيزى را خدا قرار بدهيد او مخلوق است و خدا نيست . 84 و چون فرمايش ايشان را به عقل سنجيديم حقّيّت آن را يافتيم و از روى برهان و معرفت فهميديم كه خدا را نتوان فهميد و در مقدّمات گذشته بيان نموديم كه هيچ كوچك و رقيقه و شأن ، بزرگ و حقيقت و ذى شأن را محال است بشناسد و احاطه نمايد و حال آنكه هر دو مخلوقند . پس در حق خالق يكتا و صانع بىهمتا چه گمان برى ؟ البتّه محيط محاط نگردد . و دليل ديگر آنكه ظاهر است كه حقّ تعالى به حواس ظاهره در نيايد و حواس باطنه و عقل نيز هر چه ادراك كند و تصوّر نمايد حادث است و ديگر آن كه مقام وجودش پست‌تر از مقام حواس و عقل است ، البتّه مدرك اشرف از ادراك است ، پس او مخلوقى است حادث و پست‌تر از تو . پس چگونه توان گفت كه او خدا است ؟ پس بديهى شد كه دانستن حقيقت خدا از براى غير خدا ، هر كه باشد محال و ممتنع است . مقام سوّم مقام صفات است از ثبوتيّه و سلبيّه و جماليّه و جلاليّه .