نظر علي الطالقاني

500

كاشف الأسرار ( فارسى )

عَلَيْكَ الْكِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْكَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْوِيلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ . 68 حال گوئيم حق تعالى و معصوم ، مصلحت ندانستند كه مردم بدانند كه علم خدا به ممكنات به چه نحو است ، حضورى است يا حصولى و آيا علم قبل از ايجاد چگونه بوده و آيا علم ائمه كما و كيفا چه قسم است ، و نخواستند كه مردم بدانند كه آيا اراده خدا به چه نحو است ، و نخواستند كه مردم اسرار احكام را بدانند كه آيا چرا نماز ظهر چهار ركعت است و صبح دو ركعت ، و بعضى را بايد بلند خواند و بعضى را آهسته . پس چرا هر كس در اين گونه مطالب سخن گويد ؟ چيزى را كه خدا و پيغمبر و امام ( ع ) مصلحت ندانستند مردم چه مىخواهند و چرا عبث عبث خود را به گمراهى و ضلالت مىاندازند و مردم را گمراه مىكنند و در اين گونه مطالب قال و قيل مىكنند و مىخواهند بفهمند و بفهمانند و تفصيل معاد را بدانند ؟ و عمرها تلف كرده‌اند و بجز اختلاف و خيال‌بافى چيزى به دست ايشان نيامده . پس گوئيم آيا اين گونه مطالب از بديهيات است يا نظريات ؛ اگر بديهيات است بايستى همه مردم به اندك اشاره ملتفت شوند و تصديق كنند سيّما زيركان و كمّلين ، و اگر از نظريات است و محل لغزش و ظنّ و تخمين عقول است ، آيا چاره‌اى جز رجوع به معصوم ( ع ) هست . ظاهر است كه نيست و فرض اين است كه معصوم صلاح در بيان آن ندانسته و اگر سؤال كردند به طور اجمال و تشابه جواب داده . كاش مردم ملتفت اين مطلب مىشدند و از ما سكت اللّه سكوت مىكردند و منّت بر خدا و معصوم در بيان اين گونه مطالب نمىگذاشتند و گمراه نمىشدند و گمراه نمىكردند . پس در اين گونه مطالب و مثل بيان كيفيّت علم ائمه ( ع ) و غير اينها به آن گوينده بگو كه آيا ما مكلّفيم به علم اينها يا نيستيم . اگر مكلّفيم در شريعت به طور تواتر و بديهى بيان كرده‌اند يا نه . اگر بيان كرده‌اند چه خوب ، و اگر نكرده‌اند پس مصلحت در بيان آن ندانسته‌اند ، و چيزى را كه خدا و معصوم صلاح ندانسته‌اند تو چگونه صلاح مىدانى در اظهار آن ؛ اگر چه فرض كنيم تو فهميده‌اى و به واقع رسيده‌اى . بلى در آيات و اخبار اسرار بسيار لا يتناهى به وديعه گذاشته‌اند تا هر كسى به قدر عقل و فهم و كمال خود نصيب بردارند و به كمال برسند چنانچه حضرت خاتم ( ص ) فرمود : خدا رحمت كند كسى را كه كلام مرا درست حفظ كند و به مردم نقل كند و ربّ حامل فقه الى افقه منه 69 يعنى بسا اشخاص كه كلام مرا به آن كسى كه مىگويد ، آن كس از او داناتر باشد و از كلام من بفهمد آنچه او نفهمد ، پس همان كلام مرا نقل كند و نقل به معنى نكند . و