نظر علي الطالقاني
496
كاشف الأسرار ( فارسى )
چنانچه به علم و راهنمائى و معرفت تربيت كردهاند ، همچنين ايشان را به جهل نيز تربيت كردهاند ، يعنى به بيان نكردن و نگفتن بسا چيزها . پس كمال ايشان در دانستن بسا چيزها و در ندانستن بسا چيزها است . و هر بزرگى نسبت به زيردستان خود چنين است و بايد چنين باشد . البتّه هر كسى بسا چيزها از طفل و عيال و غلام و خدم خود پنهان مىكند و هر چه مىداند و دارد به ايشان نمىگويد كه مفسده دارد . پس تكميل و تربيت اهل هر شريعت موقوف است به علم و جهل هر دو . و گمان نكنى كه علم هر چيزى نسبت به هر كس بهتر از جهل او است كه اين گمان خطاى محض است و چون مطلب مهمّى است به جهت او چند دليل بعون اللّه ذكر نمائيم . اوّل آنكه بالبديهه تو را معلوم نموديم كه احاطه كوچك و رقيقه و پرتو و محاط ، به بزرگ و حقيقت و شمس و محيط ، محال است و احاطه شاخه به درخت و اعضاء و حواس تو به تو و شأن به ذى شأن ، محال است و قدرت بر محال تعلق نمىگيرد . دوّم آن كه بالبديهه ممكنات را از هر جهت حدى است محدود و مقامى است معيّن و چنين نيست كه لا يتناهى باشد . پس علم او را حدّى است و قدرت او را حدّى است و سمع و بصر او را حدّى است و هكذا ، و چون از آن حدّ بگذرى او را فاقد است . پس علم بسيارى است كه هر ممكنى او را فاقد است و قدرت بسيارى است و هكذا . سوّم آن كه همان قدر علمى كه رسيدن تو به او ممكن است بسا هست كه اگر همان قدر را به تو دهند خود را هلاك كنى . برو در اخبار و آيات كه در شأن علماء سوء و اقسام عالم وارد است نگاه كن كه چه قدر مضل و مفتّن واقع مىشوند و اگر اين علم را نمىداشتند هرگز اين قدر گناه و عذاب از براى خود آماده نمىكردند چنانچه بسيارى از شجاعت بىدين شدند و بسيارى به واسطه دولت و بسيارى به واسطه رياست و بسيارى به واسطه جمال و هكذا به واسطه علم . با آن كه بديهى است كه گناه مضل بيش از ديگران است و اضلال كار عوام نيست و آيات و اخبار و حس و تجربه همه بر اين مطلب شاهد است ، چنانچه فرمود : وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرِّزْقَ لِعِبادِهِ لَبَغَوْا فِي الْأَرْضِ 50 ؛ بلعم باعور را علم هلاك كرد ، قارون را دولت ، و هزار هزار را رياست و امثله بسيار و شواهد بيشمار است . چهارم در بيان بعضى از آيات و اخبار . فرمود وَ فَوْقَ كُلِّ ذِي عِلْمٍ عَلِيمٌ 51 . ( يوسف ) يعنى بالا دست هر صاحب علمى عالمى است . و لفظ كُلِّ ذِي عِلْمٍ شامل حق تعالى نيست زيرا كه در آنجا مصاحبت نيست و صاحب علم بر او صادق نيايد زيرا كه علم و