نظر علي الطالقاني
494
كاشف الأسرار ( فارسى )
ذرّه ذرّه كاندرين ارض و سماست * اصل خود را همچه كاه و كهرباست شبپره و چشم رمد ديده آفتاب را دشمن دارد به تاريكى گريزد . جعل از عطر فرار كند پى فضله رود . تربت سيد الشهداء و خون او كه دوا و اكسير اعظم است منافقين را هلاك كرد و ران ابن زياد را سوراخ كرد . حق تعالى فرمود وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً 47 زيرا كه قرآن ضد ظالمان است و منافقان از انبياء و اولياء گريزان بودند زيرا كه ضد بودند و بعد از مردن و در عذاب مىگويند يا لَيْتَنا نُرَدُّ وَ لا نُكَذِّبَ 48 و حق تعالى در جواب فرمود وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ 49 يعنى اگر به دنيا و دار تكليف برگردند بازخواهند مرتكب مناهى و معاصى شد و تكذيب حق نمود . اى و اللّه حق فرمود حق تعالى . البتّه ضد از ضد گريزان است و شواهد بسيار و مطالب بيشمار است . آيا بهتر از اين معنى ، عرض ولايت را توان بيان نمود ؟ در اينجا نكته ايست لا بدّيم از ذكر او و آن اين است كه هر چيزى يا خوب است مثلا و مايل به خوب ، و بد ضدّ او است كه از او گريزان است و يا بد است مثلا و مايل به بد ؛ و خوب ضد او است كه از او گريزان است ؛ مگر انسان كه معجونى است از خوب و بد آميخته ، زيرا كه نسخه منتخب عالم كبير است . پس هر نيك و بد و همه چيز را توان گفت كه موافق و مناسب تو است زيرا كه در تو نمونهاى از هر چيز است و هم توان گفت كه ضدّ تو است . پس هر بدى ضدّ تو است از آن جهت كه ملكى ، و موافق و مناسب تو است از آن جهت كه جنبه شيطانى و حيوانى دارى . و هر خوبى ضدّ تو است از آن جهت كه در تو نمونهاى از شيطان و حيوان هست ، و موافق و مناسب و مقوّى تو است از آن جهت كه ملكى . لهذا هر چيزى بالفطره از ضدّ خود گريزان است مگر تو كه به لحاظى ضدّ ندارى و به لحاظى اضداد مختلفه دارى . لهذا تو را امر كردهاند كه به اختيار از اضداد جنبهء ملكى فرار نمائى و او را اختيار نمائى . كه تمام شريعت بيان همين مطلب است و معنى تسبيح نمودن هر چيز را در جاى ديگر همين كتاب نوشتهام و معنى گريه كردن هر چيز بر سيد الشهداء ، او را در كتاب طراز المصائب نوشتهام رجوع كن . و اين مطالب به همديگر نزديكند . بفهم چه گفتم اگر از اهل فهمى و الحمد للّه على كشف الحقيقة .