نظر علي الطالقاني
491
كاشف الأسرار ( فارسى )
حاكم را والى گويند ، يكى محبت ، يكى متابعت . و اين هر سه معنى لازم و ملزوم همديگرند . لهذا در حديث گذشته فرمود عرض كردند ولايت و امامت و محبّت ما را ، يعنى حكومت و پيشوائى و محبت ما را . و اين مطلبى است واضح . حال گوئيم ممكنات دو جهت دارند ، يكى جهت وجود و تكوين ، يكى جهت كمال و نقص و مشابهت و تشريع . از جهت اول هر دانى تابع عالى است و به منزله جزو و پرتو او است و فيض وجود از عالى به دانى سرريز كرده تا رسد به صادر اوّل و مرتبهء محمديّه كه جمع الجوامع و واسطه فيض همه او است و از اين جهت مخالفت ممكن نيست . همه موجودات مطيعاند كه قهرا در تبدّل و تغيّر و انقلاب و موت و فنا هستند و تخلّف نكنند و جوان شوند و پير شوند و گرسنه شوند و سير شوند و هكذا . چنانچه فرمود وَ لِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً 41 ( رعد ) . و فرمود أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ وَ النُّجُومُ وَ الْجِبالُ وَ الشَّجَرُ وَ الدَّوَابُّ وَ كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ وَ كَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذابُ 42 ( حج ) . اوّل آيه همانا اشاره است به سجود و طاعت تكوينى و آخر آيه به سجود و طاعت اختيارى تشريعى . پس از اين جهت ولايت اهل بيت در همه موجودات حتى كفّار و اشقياء سارى و جارى است ، و همچنين ولايت هر عالى نسبت به دانى . نمىبينى كه در مقام معجزه حكم معصومين ( ع ) چگونه بر كافر و اشقياء جارى است و تخلّف نتوانند نمود ؟ و امّا از جهت دوّم ، همه ممكنات بر دو قسم شوند ، يكى آن كه همسر و مناسب و موافق و هم جنس و دوست و مشابه و تابع و متبوع همديگر و جزو و كلاند نسبت به همديگر ، يكى آن كه ضد و منافر و مخالف و دشمن همديگرند . و مكرر بيان كردهايم آن كه ضد و همسر ندارد همان حق تعالى است و از براى هر ممكنى ضدى و همسرى آفريده . هر چه در قوس نزول است حتى صادر اول او را در قوس صعود همسرى است . و خاتم الاشقياء ضد خاتم الانبياء است و از براى هر فرعون موسائى است و ظاهر است به قاعدهء ( كلّ شيء يرجع الى اصله ) 43 كه از معصوم ( ع ) رسيده ، هر جزئى تابع كل خود و هر چيزى مايل به سوى هم جنس خود است . زيرا كه از كل و هم جنس خود قوت گيرد و از ضد خود ضعف پيدا كند و ضدّ مفنى ضد ديگر است چنانچه فرمود إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ 44 زيرا كه حسنه و سيّئه ضد يكديگرند و بلغم كه به مسجد اندازند مسجد به خود مثل مار مىپيچد زيرا كه ضدّ او است و جنب و حايض بايد مسجد نروند و به بالين ميّت محتضر نباشند كه ملائكه از ايشان نفرت دارند و در خانهاى كه سگ است ملائكه نمىروند . پس