نظر علي الطالقاني
47
كاشف الأسرار ( فارسى )
همهء محرّمات باشد يا خصوص كبائر يا نه . و مجلسى ( قدّس سره ) در حق اليقين فرموده كه قول اوّل كه همان اعتقاد تنها باشد با عدم انكار ، مذهب جمع كثيرى از اماميّه و خواجه است ( قدّس سرهم ) در كتاب فصول . و خود نيز به همين ميل كرده . و شيخ ما شيخ مرتضى ( قدّس سره ) نيز اختيار كرده و از مقدّس اردبيلى نقل نموده . و مذهب دويم مذهب خواجه است ( قدّس سره ) در تجريد و استدلال جسته به آيهء وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ 42 يعنى انكار كردند آيات ما را و حال آنكه مىدانستند آنها را و يقين داشتند . و بر تو مخفى نيست كه آيه دلالت بر لزوم اقرار لسانى ندارد بلكه دلالت دارد بر كفر منكر اگر چه در دل اعتقاد داشته باشد . و مذهب سيّم كه اعتقاد باشد با جميع طاعات ، مذهب محدّثين است چنانچه مجلسى ( قدّس سره ) نقل كرده و لكن اعتقاد تو اين باشد كه مقصود محدّثين ( قدّس سرهم ) بيان لفظ ايمان است در اصطلاح نه بيان آن چيزى كه منشأ استحقاق بهشت و عدم خلود جهنّم است ؛ زيرا كه اين معنى منقول ، يا خود درجه عصمت است يا قريب به او ، و چگونه توان گفت كه هر كه اين مقام ندارد كافر است ؟ و چون مطلب ايشان واضح شد معلوم تو گرديد كه اماميّه را ، كثّرهم اللّه ، دو مذهب بيش نيست . يكى اعتقاد بدون انكار و يكى همين با اقرار لسانى هم . و آيات و اخبار بر طرفين بسيار است . امّا آيات ، مثل قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ الخ 43 و مثل قُلْ آمَنَّا بِاللَّهِ الخ 44 و آيات بسيار است . و اخبار مثل آنچه از خاتم ( ص ) نقل شده كه مىفرمود در اوّل بعثت ( قولوا لا إله الّا اللّه تفلحوا ) : 45 بگوئيد نيست خدائى مگر خداى واحد ، رستگار شويد . و مثل آنچه يقينى است كه در جهاد دست از كفّار بر نمىداشتند مگر به شهادتين . و در كافى از باقر ( ع ) است كه فرمود در آن ده سال كه پيغمبر ( ص ) در مكّه بود نمرد در آن ده سال احدى كه شهادت مىداد به وحدانيّت خدا و رسالت رسول خدا ( ص ) مگر آنكه خدا او را داخل بهشت نمود به سبب اقرار او . 46 و اخبار بسيار است . و لكن بر تو مخفى مباد كه از اين آيات و اخبار و امثال اينها اين مطلب ثابت نمىشود ، به جهت آنكه لفظ قول و شهادت و اقرار و امثال اين الفاظ اعمّ است از آن كه به دل باشد يا به زبان . با آنكه لفظ قول در رأى و اعتقاد ظهور تامّى دارد . اين قول من است يعنى رأى من است . و بگوئيد خدا يكى است يعنى اعتقاد و تصديق نمائيد . در كافى از معصوم ( ع ) نقل مىكند پس از آنكه ايمان را به همهء جوارح قسمت مىكند مىفرمايد ( فامّا ما فرض على القلب من الايمان فالاقرار و المعرفة و التّصديق و التّسليم