نظر علي الطالقاني
447
كاشف الأسرار ( فارسى )
و على بن ابراهيم ( قدس سره ) به سند معتبر از سماعه روايت كرده كه گفت سؤال كردم از صادق ( ع ) از شفاعت محمد ( ص ) در روز قيامت . فرمود در روز قيامت عرق مردم را لجام كند ، يعنى عرق ايشان به دهان ايشان رسد ، و اضطراب و قلق ايشان را عارض شود . پس گويند بيائيد برويم به نزد حضرت آدم ( ع ) كه او ما را شفاعت كند . پس بيايند به نزد آدم و بگويند شفاعت كن از براى ما نزد پروردگار خود . گويد مرا گناهى و خطيئهاى هست و روى شفاعت ندارم ، برويد به نزد نوح ( ع ) . چون به نزد نوح آيند ايشان را به نزد پيغمبر بعد از خود فرستد و همچنين هر پيغمبرى حواله به پيغمبر بعد از خود نمايد تا به حضرت عيسى ( ع ) رسد . او گويد با من بيائيد و ببرد ايشان را به نزد محمد ( ص ) . چون به نزد آن حضرت روند گويد بيائيد با من ، تا آنكه ببرد ايشان را به سوى دروازهء بهشت و رو به درگاه رحمت به سجده در آيد و بسيار در سجده بماند تا آنكه ندا از جانب حق تعالى به او رسد كه سر بر دار و شفاعت كن تا شفاعت تو را قبول كنم و آنچه خواهى بطلب عطا كنم . اين است معنى آنچه خدا فرموده عَسى أَنْ يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقاماً مَحْمُوداً . 651 و از خود حديث شريف ظاهر است كه مراد از اين شفاعت كه پيغمبران هيچ يك متحمل نشدند شفاعت محيط به همهء خلايق است ، پس منافات با ساير احاديث هيچ ندارد . و صدوق ( قدس سره ) به سند معتبر روايت كرده كه ابو ايمن آمد به خدمت باقر ( ع ) گفت اى ابو جعفر ، مردم را فريب مىدهيد و مغرور مىكنيد و مىگوييد شفاعت محمد ، شفاعت محمد . حضرت به مرتبهاى غضبناك شد كه رنگ مباركش متغير شد و فرمود واى بر تو اى ابو ايمن ، آيا تو را مغرور كرده است اينكه شكم و فرج خود را از حرام بازداشتهاى ، اگر ببينى فزعهاى قيامت را محتاج خواهى شد به شفاعت محمد ( ص ) ، واى بر تو آيا مىباشد شفاعت مگر از براى كسى كه مستوجب جهنم شده باشد . بعد از آن فرمود كه احدى از اولين و آخرين نخواهد بود مگر آنكه محتاج خواهد بود به شفاعت محمّد ( ص ) . پس فرمود كه حضرت رسول را شفاعتى خواهد بود در امت خود و ما را شفاعتى خواهد بود در شيعيان خود و شيعيان ما را شفاعتى خواهد بود در اهالى خود و مؤمنى مىباشد كه شفاعت كند در مثل ربيعه و مضر ، و آخر حديث پيش گذشت . 652 و مراد از آنكه فرمود احدى نيست مگر آنكه به شفاعت خاتم ( ص ) محتاج است يعنى احدى از گناهكاران بزرگ كه شفاعت ديگران كفايت نكند ، يا آنكه همه محتاجند يا از براى خود يا از براى امت خود ، يا آنكه همه را به شفاعت او مقامى دهند كه بدون آن نبود .