نظر علي الطالقاني
442
كاشف الأسرار ( فارسى )
محمّد و آل محمّد و مماتنا ممات محمّد و آل محمّد بحقّ محمّد و آل محمّد صلواتك و سلامك عليهم اجمعين ابد الابدين . مطلب دويم در بيان احسان عام و اميدوارى بزرگ انام شفاعت كبراى چهارده معصوم عليهم السّلام را . بدان كه شفاعت در فارسى به معنى وساطت است ، يعنى شخصى كه در نزد شخصى آبرو و شأن و اعتبار و مقامى دارد در پيش او وساطت كند و از او خواهش نمايد كه از گناه و تقصير كسى بگذرد و عفو نمايد و يا به او احسانى نمايد و به او مقامى بدهد و نسبت به او التفاتى بفرمايد . پس شفاعت هم باعث عفو سيئات و هم رفع درجات است . و باز بدان كه شفاعت بر دو قسم است : يكى آنكه مولى از غلام خود مثلا دلگير شده و در غلام منقصتى حاصل شده و مقامى و درجهاى كه داشت در نزد مولى از آن مقام ساقط شده و تنزل نموده و مولى در مقام اذيت و تأديب اوست ، پس كسى خواهش مىكند و مولى از تأديب او مىگذرد و لكن آن بىميلى از مولى و آن نقص و تنزل از غلام زايل نمىشود و باقى مىماند . دوم آنكه شفاعت مىكند كه همه برداشته شود و غلام به مقام اول بلكه بالاتر رود ، مثل آنكه نزد طبيب شفاعت مىكنى كه اين بيمار كه خلاف قول تو كرده او را مداوا كن يا مخالفت تو نكرده و لكن بيمار است او را معالجه نما و طبيب از بيمار رنجش و دلگيرى ندارد . و مقصود ما از شفاعت به معنى دوّم است و خداوند متعال از عروض حالات منزه و از سنوح عوارض مبرّاست و شفاعت شفعاء به معنى پاك و پاكيزه كردن و شست و شو دادن و مقامات و درجات بلند نمودن است . و باز بدان كه شكى نيست و مضمون قرآن مجيد و احاديث و اجماع همه يكى است كه شفاعت از اهل اسلام و ايمان از هر امت نمىگذرد و به اهل خلود و كافر نمىرسد . چون معنى شفاعت و محل شفاعت را يافتى ، حال به يارى قائم عجّل اللّه فرجه شروع نمائيم به ذكر احاديث ، زيرا كه آيات محكمات شفاعت بسيار است و در نزد هر كس به اندك فهمى و التفاتى آشكار است و بعضى از آيات در ضمن اخبار ان شاء اللّه