نظر علي الطالقاني
408
كاشف الأسرار ( فارسى )
محبت و ولايت خود از هر دو فيض مىبرند . پس همهء اهل بهشت را از انبياء و اوصياء و امّتان و شيعيان دو فيض است ، يكى فيض و احسان محمد و آل محمد ( ص ) و يكى فيض و ثواب اعمال خود . ملتفت شو ، بفهم . و ايضا شكى نيست كه دوازده امام همگى عليهم السّلام روز قيامت ساقى حوض كوثرند ، چنانچه از احاديث و براهين ظاهر است و سيد الشهداء روحى له الفداء فرمودند : ( و نحن ولاة الحوض نسقى ولاتنا ) : مائيم صاحبان حوض كوثر ، سيراب مىنمائيم دوستان خود را . 468 آخر دعاى ندبه اين است : ( و اسقنا من حوض جدّه صلّى اللّه عليه و آله بكأسه و بيده ريّا رويّا هنيئا سائغا لا ظماء بعده يا ارحم الرّاحمين ) ، يعنى خدايا سيراب كن ما را از حوض جدّ امام عصر حضرت قائم عجّل اللّه فرجه به كاسهء امام عصر و به دست او ، سيراب كامل گوارا كه هرگز بعد از او تشنگى نباشد يا ارحم الرّاحمين . 469 اللّهمّ آمين . دوازدهم : بيان روشنى و شعاع و نور بهشت . در سورهء دهر فرمود : مُتَّكِئِينَ فِيها عَلَى الْأَرائِكِ لا يَرَوْنَ فِيها شَمْساً وَ لا زَمْهَرِيراً : تكيه دادهاند در بهشت بر تختها ، نمىبينند در بهشت آفتاب و گرماى او را و نمىبينند سرما را . 470 يعنى در هواى معتدل هستند و احتياج به آفتاب ندارند . رسول خدا ( ص ) در تفسير وَ ظِلٍّ مَمْدُودٍ فرمود هواى بهشت مانند هواى طلوع صبح است تا طلوع آفتاب و بسيار بهتر از او . 471 و در حديث بلال كه گذشت فرمود چون بندگان شايستهء خدا داخل بهشت شوند در كشتىها مىنشينند و سير مىكنند در دو نهر از آب صاف ، و كشتىها از ياقوت است و آنچه كشتى را به آن حركت مىدهند از مرواريد است و در آن كشتىها ملائكه از نور هستند كه جامههاى سبز بسيار پوشيدهاند و در آنها نورى هست از نور پروردگار عالميان . و فرمود جنة الفردوس حصارش از نور است و غرفههايش از نور پروردگار عالميان است . و فرمود در بهشت غرفهها هست از بيرون آنها اندرون آنها و از اندرون آنها بيرون آنها پيداست . 472 و گذشت در حديث باقر ( ع ) كه كنگرههاى حصار بهشت از نورى است كه از غايت صفا و جلا آدمى روى خود را در ديوار آن مىبيند . 473 و ايضا دانستى كه تمام قصرها و قبّهها و خيمهها و تختها و كرسىها و مرغها و درختها و در و ديوارها و عمارتها و غير اينها همه جواهرند . تو را از شعاع و نور و تلألؤ اينها چه گمان مىرسد تا چه رسد به نور انبياء و اوصياء و خود شيعيان و نور حوريان . همانا اگر آن چشم بهشتى نباشد چشمها خيره شوند و احدى را تاب مشاهده نباشد . چنانچه