نظر علي الطالقاني

395

كاشف الأسرار ( فارسى )

تنبيه بدان كه اسباب اين بىبضاعت در وقت جمع و تأليف اين كتاب اصول دين منحصر بود در حقّ اليقين و اصول كافى و تفسير صافى و غاية المرام و ترجمه جلد غيبت بحار ، پس آنچه از اين كتب غير از حقّ اليقين نقل كرده‌ام به لفظ كافى و غاية المرام و صافى تعبير كرده‌ام . و در باب ظهور و رجعت قدر قليلى از ترجمه جلد غيبت بحار آورده‌ام و بسيار كمى كه از زاد المعاد يا عين الحيوة يا اسرار الشهادة يا نحو آن آورده‌ام اسم كتاب را بالخصوص برده‌ام و هر چه غير از اينها باشد ، و يقينا زياده از دو ثلث است ، از اسماء كتب و اسانيد و احاديث كه به ذكر آنها تبرّك جسته‌ام و استدلال نموده‌ام همه را از حقّ اليقين رئيس المحدّثين و سناد المسلمين و عماد العالمين اعنى محمّد باقر المجلسى قدّس اللّه سرّه و طيّب اللّه روحه نقل نموده‌ام و چون اين كتاب شريف حقّ اليقين ظاهر و بسيار بود لهذا در بسيارى از احاديث به اسم معصوم ( ع ) اكتفا نمودم و به لفظ باقر ( ع ) يا صادق ( ع ) مثلا تيمّنا و تبرّكا ، بدون ذكر سند و اسم كتاب ، حديث شريف را گشودم و از اوّل تا آخر كتاب خود همين را ملاحظه داشتم الّا ما زاغ البصر و جاز الفكر و هو الموفّق و المعيّن . فصل سوّم در بيان بهشت پاك سرشت و اهل بهشت رزقنا اللّه و جميع المؤمنين بلا عذاب و لا حساب بمحمّد و آله الطّاهرين . و به جهت تشويق برادران ايمانى و اصدقاى روحانى به نمونه‌اى چند بر سبيل اختصار اشاره مىنمائيم و به تبع نمونه‌ها امور ديگر نيز در ضمن آنها گفته مىشود كه جدا نمىآوريم ، پس ملتفت آنها نيز باش كه تو را ملتفت نموديم . و در آن چند زينت است . زينت اوّل در بيان بهشت . و در آن چند نمايش است . اوّل . بيان درها و ديوار دور بهشت و زمين آن . صدوق ( قدّس سره ) روايت كرده از بلال مؤذن ( قدّس سره ) گفت شنيدم از رسول خدا ( ص ) كه حصار بهشت يك خشت از طلا است و يك خشت از نقره و يك خشت از ياقوت و به