نظر علي الطالقاني

353

كاشف الأسرار ( فارسى )

حق تعالى او را دوست دارد ، پس مستور مىگرداند گناهان او را در دنيا و آخرت . راوى پرسيد كه چگونه مستور مىگرداند ، فرمود كه فراموش مىگرداند از خاطر و نامهء دو ملك كه بر او موكلند آنچه را كه بر او نوشته‌اند از گناهان ، و وحى مىكند به سوى جوارح او كه بپوشانيد بر او گناهان او را ، و وحى مىنمايد به سوى بقعه‌هاى زمين كه كتمان كنيد بر او آنچه كرده است بر روى شما از گناهان ؛ پس چون به مقام حساب در آيد هيچ چيز نباشد كه بر او گواهى دهد به گناهى . 173 و در تفسير آيهء إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ ( غاشيه ) احاديث چندى در صافى آورده كه اياب و بازگشت خلق به سوى ماست و حساب ايشان بر ماست ، پس هر گناهى كه ميان شيعيان ما و ميان خداوند يكتاست حتم مىنمائيم بر خدا كه او را به جهت خاطر ما واگذار و از او بگذر و آنچه ميان ايشان و ميان مردمان است خواهش مىكنيم ايشان مىبخشند و خدا به ايشان عوض مىدهد . 174 و در حديث ديگر فرمود و آنچه حق ماست پس ما مىگذريم . 175 مؤلف گويد كه كفايت مىكند در اين مطلب فقرهء جامعهء كبيرهء ( و اياب الخلق اليكم و حسابهم عليكم ) . 176 تنبيه در آيات چندى خداوند عالم خود را به لفظ سريع الحساب و اسرع الحاسبين وصف فرموده و در احاديث وارد شده كه خدا حساب مىكند خلايق را به قدر يك چشم زدن و شاغل و مانع او نيست حساب احدى از حساب ديگر ، چنانچه مانع و شاغل او نيست روزى دادن احدى از روزى دادن ديگرى ، و هر كسى گمان مىكند كه او مخاطب خدا است به حساب نه ديگرى . و جمع ما بين اين اخبار و آيات و ساير آيات و اخبار مشكل است و هو العالم . تتمه در آيات بسيارى است كه نامهء عمل هر انسانى را در قيامت باز كرده به دست او مىدهند و مىگويند تو خود از براى محاسبهء خود كفايت مىكنى 177 و نامهء نيكان را به دست راست مىدهند و بدان را به دست چپ او مىدهند ، 178 و دعاى وضو كه مىفرمايد خدايا كتاب مرا به دست چپ من و از پشت سر من مده و دست چپ مرا به گردن من غل مكن 179