نظر علي الطالقاني
344
كاشف الأسرار ( فارسى )
انبياء و ائمه كه شاهدان و گواهان بر خلقند حاضر شوند و هر امامى گواهى مىدهد بر اهل عالم خود كه در ميان ايشان به امر الهى قيام نموده است و ايشان را به سوى خدا خوانده است . پس مردى از قريش گفت يا بن رسول اللّه هرگاه از براى مرد مؤمنى نزد كافرى مظلمه باشد چه چيز از كافر خواهد گرفت و حال آنكه او از اهل جهنم است . فرمود كه مىاندازند از گناه مسلمان به قدر آنچه از او بر كافر است ، پس كافر را عذاب مىكنند به سبب آن مظلمه با عذابى كه به سبب كفر دارد به قدر آنچه از مظلمهء مسلمانان نزد او هست . پس آن مرد پرسيد كه اگر مظلمه از مسلمانى نزد مسلمانى باشد چگونه مظلمه را از مسلمان مىگيرند . فرمود از حسنات ظالم به قدر حق مظلوم مىگيرند و مىافزايند بر حسنات مظلوم . پرسيد كه اگر ظالم حسنات نداشته باشد چه مىكنند . فرمود از گناه مظلوم به قدر آن مىگيرند و بر گناه ظالم مىافزايند . 140 و در علل الشرايع روايت كرده كه در روز قيامت صاحب قرض مىآيد و شكايت مىكند . اگر آن قرض دار حسنات دارد از براى صاحب قرض مىگيرند و اگر حسنه ندارد گناهان صاحب قرض را بر او گذارند . 141 و ابن بابويه ( قدس سره ) در كتاب عقايد گفته : اعتقاد ما در عقباتى كه بر راه محشر است آن است كه هر عقبه اسم واجبى و فريضهاى است از اوامر و نواهى الهى ، پس به هر عقبه كه برسند كه مسمّى به اسم واجبى است ، اگر تقصير در آن واجب كرده او را در آن عقبه هزار سال بازمىدارند و طلب حق خدا در آن واجب از او مىكنند و مىرسد به عقبهء ديگر ؛ پس پيوسته او را از عقبهاى به عقبهاى مىبرند ، و اين عقبات همه بر صراط است . و اسم يك عقبه ولايت اهل بيت است و اهمّ عقبات مرصاد است : إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ : 142 به درستى كه خداى تو در كمينگاه است . حقّ تعالى مىفرمايد به عزت و جلال خودم قسم كه از من نمىگذرد ظلم ظالمى . و اسم يك عقبه رحم است و اسم ديگرى امانت و اسم ديگرى نماز . و در معانى الاخبار نيز در تفسير مرصاد از صادق ( ع ) روايت كرده كه آن قنطرهاى است بر صراط كه احدى از آن با مظلمهء احدى نمىگذرد . 143 و در همان حديث امير ( ع ) ، كه به جهت رفع تناقض آيات فرمود اينها در يك موطن نيست ، چند موطن را شمرد و در آخر آنها فرمود : و جمع مىشوند در موطن ديگر و در آنجا با يكديگر مخاصمه مىكنند و حق تعالى حق مظلوم را از ظالم مىگيرد و اين است ديوان عدالت حق تعالى و