نظر علي الطالقاني

322

كاشف الأسرار ( فارسى )

مگر جن و انس . به درستى كه مىشنوند صداى كفش‌هاى مشايعت كنندگان خود را و صداى بر هم زدن دست‌هاى ايشان را و اين است معنى قول حق تعالى : يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ تا آخر آيه 62 ( ابراهيم ) . يعنى ثابت مىدارد خدا آنان را كه ايمان آورده‌اند به قول و اعتقاد ثابت در زندگى دنيا و آخرت و گمراه مىكند و به خود وامىگذارد ظالمان را و مىكند خدا آنچه مىخواهد . و ايضا به سند معتبر از آن حضرت منقول است كه هيچ محل قبرى نيست مگر آنكه هر روز سه مرتبه مىگويد : منم خانهء خاك ، منم خانهء بلا ، منم خانهء كرم . و به روايت ديگر : منم خانهء غربت ، منم خانهء وحشت ، منم خانهء كرم ، منم خانهء فقر ، منم باغى از باغ‌هاى بهشت يا گودالى از گودال‌هاى جهنم . پس در حديث اول فرمود كه چون داخل آن مىشود بندهء مؤمن ، مىگويد خوش آمدى ، تا آخر حديث سابق ، تا آنكه فرمود از براى او درى مىگشايند كه جاى خود را در بهشت مىبيند ؛ پس از آن در مردى بيرون آيد كه ديده‌هاى او از او نيكوتر چيزى نديده باشد . پس مؤمن گويد اى بندهء خدا هرگز از تو نيكوتر چيزى نديده بودم ، گويد من اعتقاد نيكم كه تو داشتى و عمل صالحم كه تو مىكردى . پس بگيرند روحش را و در آنجائى كه در بهشت به او نموده بودند بگذارند و بگويند بخواب با ديدهء روشن . پس پيوسته نسيمى از بهشت به جسد او مىرسد كه لذت و خوشبوئى او را بيابد تا مبعوث گردد در قيامت . و چون كافر داخل قبر شود گويد لا مرحبا ، پس او را فشارى بدهد كه استخوان‌هاى او را رميم كند و باز به حال اول برگردد و درى از براى او به سوى آتش بگشايند و از در مردى بيرون آيد كه هرگز به آن بد صورتى و قباحت منظر نديده باشد . پس گويد من عمل بدم كه مىكردى و آن اعتقاد خبيثم كه داشتى . پس روح او را همانجا كه به او نموده بودند در آتش بگذارند و پيوسته نفخه‌اى از آتش به بدنش برسد و الم و حرارت آن در جسد خود يابد تا روزى كه مبعوث شود ، و مسلّط گردانند بر روح او شصت و نه مار عظيم كه او را گزند و گوشتش را درند كه اگر يكى از آن مارها بر زمين بدمد هرگز گياه از آن نرويد . 63 و كلينى از صادق ( ع ) روايت كرده كه سؤال كرده مىشود ميّت در قبر او از پنج چيز ، از نمازش و زكاتش و حجّش و روزه‌اش و از ولايت ما اهل بيت . پس مىگويد ولايت از كنار قبر به آن چهار ديگر : هر نقصى كه بر شماها باشد بر من است كه تمام كنم . 64