نظر علي الطالقاني
306
كاشف الأسرار ( فارسى )
حكايات و خوابها حاصل است و بر گوينده و شنونده تا معلوم الكذب نشده جز اين فوائد ضررى ندارد . و همهء اين انواع و اقسام داخل در فنّ خطابه و موعظه است كه در منطق ، حكماء و عقلاء به وى اشاره نمودهاند ، و تسامح در سنن نيز از اين قبيل است . خلاصه ، فنّ خطابه فنّى است وسيع و بابى است عظيم ؛ بشناس او را . مقدمهء چهارم [ پرهيز از اعتقاد به آنچه از تفاصيل كه قطعى نيست و اجتناب از تأويل آنچه كه قطعى است ] مخفى نيست كه كافر و مشرك شدن و راه معصيت پيمودن بسيار سهل و آسان است و اعتقاد به حق و ديندارى مشكل است كه لازمهء انسان است . حال گوئيم : بدان كه انكار و ردّ يكى از آنچه اقرار و اعتقاد به او لازم است ، چنانچه او منشأ كفر و الحاد است ، مثل انكار يكى از انبياء و ائمّه ( ع ) ، چنانچه فرمود : وَ يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ ، الى قوله ، أُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ حَقًّا 11 ( نساء ) ؛ همچنين ملحق ساختن و اعتقاد نمودن و زياد كردن چيزى كه در شريعت مطهّره نباشد ، مثل آنكه پيغمبرى يا امامى زياد نمايد و قائل به الوهيّت متعدد شود و يا ركعتى در نماز بيفزايد و هكذا . در اصول كافى است كه صادق ( ع ) فرمود سه نفرند كه تكلّم نمىكند خدا با ايشان در روز قيامت و تزكيه نمىكند ايشان را و از براى ايشان است عذاب اليم : كسى كه ادّعا نمايد امامت را از جانب خدا با آنكه نباشد از براى او ، و كسى كه انكار كند امامى را كه از جانب خدا است و كسى كه گمان كند كه از براى آن دو كس نصيبى است در اسلام . 12 در حديث ديگر فرمود هر كه شريك قرار دهد با امامى كه امامت او از نزد خدا است كسى را كه نيست امامت او از خدا ، بوده است مشرك به خدا . 13 در حديث ديگر محمّد بن مسلم به صادق ( ع ) عرض كرد كه : گفت مردى به من كه بشناس آخر ائمّه را و ضرر ندارد تو را كه نشناسى اوّل را . فرمود لعنت كند خدا او را و نمىشناسم او را ، و آيا شناخته مىشود آخر مگر به اوّل ؟ 14 و احاديث بسيار است . و معلوم هر كسى است كه انكار حاكم منصوب از قبل پادشاه و تصديق حكومت آن كه نيست از قبل پادشاه مثل هم است و هر دو مورد غضب و سياست سلطان است ، و همچنين اگر يك حاكم را انكار كند و باقى حكّام را قبول كند و يا يك حكم را ردّ كند و باقى احكام سلطان را قبول كند ؛ و ظاهر است كه ردّ يكى مثل ردّ مجموع است . پس اى عزيز ، زنهار كه دين خود را بازيچه نشمارى و هوى و هوس را كنار گذارى و آنچه از تفصيل اين عقايد معلوم نگشته بر خود نبندى و آنچه