نظر علي الطالقاني

285

كاشف الأسرار ( فارسى )

پس حاصل جواب علماء ( قدّس سرهم ) دو چيز شد : يكى آن است كه ما مسلّم داريم كه اينها با ظاهر شرع موافقت ندارد و لكن نظير شبههء مقابل بديهى است زيرا كه ما را شكّى در عصمت ايشان نيست و اگر سرّ اين افعال را مىپرسى نمىدانيم . و يكى ديگر آنكه ما قبول نداريم كه از ايشان امرى صادر شده كه موافق ظاهر و احكام شرع نيست بلكه همه موافق است به اين احتمال و آن احتمال . و ما به يارى قائم عجّل اللّه فرجه مىخواهيم سرّ اين مطلب را آشكار نمائيم و جواب ثالثى در ميان آريم . حال به يارى قائم عجّل اللّه فرجه گوئيم شكّى نيست كه پروردگار عالميان را دو عالم است ، يكى عالم ايجاد و تكوين و يكى عالم ارشاد و تشريع . و مراد از عالم تكوين هر چيزى است كه از اختيار و تكليف بيرون است مانند خلق و رزق و احياء و اماته و عزّت و ذلّت و مرض و صحّت و هكذا . و مراد از عالم تشريع هر چيزى است كه متعلّق اختيار و تكليف است و تمام اين ، عبارت از جميع شرايع انبياء و مرسلين ( ع ) است . و ايضا شكّى نيست كه خداوند عالم جمعى را به هر يك از اين دو عالم موكّل نموده و هر راهى را به راهدارى سپرده . مثلا حضرت عزرائيل را بر قبض روح موكّل نموده و خدّام و اعوان بسيارى به جهت او قرار داده و ملائكه ديگر را بر خلق و رزق و احياء موكّل نموده و حضرت جبرئيل را امين وحى خود قرار داده و هكذا . و ظاهر است كه عالم ارشاد و شرايع را به انبياء و ائمّه سپرده و ايشان را بر اين موكّل نموده و چنانچه ظاهر است كه ارشاد و تعليم معصومين اوّل به علماء و كمّلين و بعد به متوسّطين و هكذا تا در آخر به مرتبهء آخرين مىرسد و مدام از بساطت و جمع ، رو به تنزّل و تركيب و بسط و تفصيل مىآورد ، همچنين عالم تكوين كه چون از ملائكه مقرّبين به دست اعوان و انصار افتد رو به كثرت و بسط آورد و طوايف بسيار و شغلهاى بيشمار پيدا شود ، جمعى موكّل باد و گروهى موكّل خاك و هكذا ، تا آنكه به هر قطره‌اى از باران ملكى موكّل شود . و آيات و احاديث در اين باب ظاهر و هويدا است مثل وَ الذَّارِياتِ ذَرْواً . . . فَالْمُقَسِّماتِ أَمْراً 276 و مثل وَ الْمُرْسَلاتِ عُرْفاً تا فَالْمُلْقِياتِ ذِكْراً ، عُذْراً أَوْ نُذْراً 277 و مثل وَ النَّازِعاتِ غَرْقاً . . . فَالْمُدَبِّراتِ أَمْراً . 278 و چون نظر به دستگاه سلاطين نمائى اين مطلب را واضح و آشكار بينى . و ايضا شكّى نيست كه اطاعت و تقرّب هر كسى به همان است كه او را امر