نظر علي الطالقاني
278
كاشف الأسرار ( فارسى )
زياد مىشود و به جهت اين است كه در اخبار ، رجعت رجوع كنندگان را كم و زياد مىبينى . مثلا در بعضى دارد سيّد الشهداء تنها بر مىگردد و در بعضى با اصحاب خود و در بعضى با چندين هزار ديگر و همچنين . و در رجعت آخر امير ( ع ) ملاحظه كردى كه صادق ( ع ) چقدر زياد نمود . دقّت كن ، بفهم . سوّم بدان كه رجعت را شباهت تامّى است به قيامت و برزخ را نمايش تمامى است به بهشت و دوزخ و ما بعد قيامت . و شباهت رجعت به قيامت البتّه بيشتر است از شباهت برزخ به وى از چندين جهت . اوّل آنكه در هر دو ، عود روح است به بدن و در برهوت و وادى السّلام كه عالم برزخند اين نيست ، و لذا در حديث سابق فرمودند كه ، تمام جمادى و ده روز رجب ، باران عجيبى در اين چهل روز ببارد كه مثل آن ديده نشده باشد و بروياند خدا به آن گوشتها و بدنهاى مردگان را براى رجعت . و مثل همين باران قبل از قيامت كبرى خواهد بود چنانچه در صافى در ذيل آيهء فَصَعِقَ 232 كه در زمر است از صادق ( ع ) روايت كرده كه فرمود : وقتى كه خدا مىخواهد مبعوث نمايد خلق را ، بباراند آسمان را بر زمين چهل صباح ، پس جمع شود اوصال ، يعنى رگها و پيوندها ، و برويد لحوم ، يعنى گوشها . 233 دوّم آنكه در رجعت نيز از اهل رجعت حساب كشند مثل صحراى قيامت چنانچه دارد كه حساب خلايق در رجعت با امام حسين ( ع ) است . سوّم آنكه در برزخ ، مانند بهشت و دوزخ ، تقاصّ و تلافى نيست و در رجعت مانند صحراى قيامت ، هست ؛ كه جميع دادخواهى و تقاصّ و تشفّى و تلافى در رجعت و قيامت است . پس رجعت قيامتى است صغرى و قيامت رجعتى است كبرى و برزخ دار ثواب و عقاب الهى است و بهشت و دوزخى است صغرى و بهشت و دوزخ دار ثواب خدائى و عقاب الهى است و وادى السّلام و برهوتى است كبرى . چهارم آنكه اوّل زمان ظهور قائم و خاتم اوصياء خاتم ( ص ) اوّل زمان سلطنت ظاهرى و امامت و خلافت و فرمان فرمائى محمّد و آل محمّد است تا دامان قيامت ، و ادلّهء قطعيّه از عقليّه و نقليّه و اجماع اثناعشريّه بر اين قائم است . و ادلّهء عقليّه مبتنى است بر فهم پيغمبر آخر الزّمان و خاتم پيغمبران بودن آن رئيس عالم امكان . و از نقليّه نمونه بياوريم . در زيارت جامعه كبير فرمود بكم فتح اللّه و بكم يختم 234 . و راوى جليل الشأن