نظر علي الطالقاني
27
كاشف الأسرار ( فارسى )
تا آنكه به هفت سهم . بعد فرمود پس سزاوار نيست كه كسى وادارد صاحب يك سهم را بر آنچه صاحب دو سهم دارد و نه صاحب دو سهم را بر آنچه صاحب سه سهم دارد و همين طور فرمود تا هفت سهم را تمام كرد . بعد فرمود از براى تو مثلى بياورم . شخصى همسايهاى داشت نصرانى ، او را به اسلام دعوت نمود تا آخر او را مسلمان نمود . سحر آمد در خانهء نصرانى دقّ الباب نمود كه برخيز وضو بگير نماز شب بخوانيم . نماز بسيارى خواندند تا صبح شد و نماز صبح را نيز كردند ، پس نشستند تا خوب روشن شد ، پس نصرانى برخاست كه به منزل خود رود ، گفت كجا مىروى روز كوتاه است و ظهر نزديك است ، پس نشست تا ظهر شد ، بعد از نماز ظهر گفت عصر نزديك است ، بعد از عصر باز نصرانى برخاست كه به منزل خود رود ، گفت اين آخر روز است پس او را حبس كرد تا نماز مغرب را خواند ، خواست برخيزد ، گفت يك نماز ديگر بيشتر نمانده ، پس ماند تا نماز عشا را خواند ، پس برخاستند و هر يك به منزل خود رفتند . چون سحر شد بازآمد و دقّ الباب كرد ، گفت كيستى ، گفت فلانم ، گفت چه مىخواهى ، گفت وضو بساز و بيرون بيا تا نماز بخوانيم ، گفت اين دينى كه تو دارى فراغت بسيار مىخواهد ، برو كسى را پيدا كن كه از من فارغتر باشد من فقير و عيال وارم . پس حضرت فرمود داخل كرد او را در چيزى كه بيرون كرد او را از او . 16 و در حديث ديگر فرمود اگر مردم بدانند كه چگونه خلق كرده است خدا اين خلق را ، ملامت نمىكرد احدى احدى را . راوى عرض كرد چگونه است اينكه فرمودى ؟ فرمودند به درستى كه حقّ تعالى اجزائى آفريد ، گرداند آنها را چهل و نه جزء ، پس هر جزء را ده عشر ساخت ، پس قسمت كرد آن را در ميان خلق ، پس قرار داد در مردى يك عشر جزء تا رساند او را به يك جزء تمام و قرار داد در ديگرى يك جزء و يك عشر و در ديگرى يك جزء و دو عشر و در ديگرى يك جزء و سه عشر تا رساند او را به دو جزء تمام ، پس به همين حساب بالا رود تا آنكه رساند بالاترين ايشان را به چهل و نه جزء . پس آن كه قرار نداده در او مگر يك عشر ، قدرت ندارد كه مثل صاحب دو عشر بشود و همچنين صاحب دو عشر نمىباشد مثل صاحب سه عشر و همچنين آن كه يك جزء تمام دارد قادر نيست بر اينكه بوده باشد مثل صاحب دو جزء . و اگر بدانند مردم كه خداى عزّ و جلّ خلق كرده است اين خلق را بر اين طور ، ملامت نمىكرد احدى احدى را . 17 و در حديث ديگر فرمود اى عبد العزيز به درستى كه ايمان ده درجه است مثل