نظر علي الطالقاني
250
كاشف الأسرار ( فارسى )
ششم . حديثى است كه در جلد سماء و عالم است كه ايمان اگر معلّق به ثريّا بودى هرآينه عجم او را به چنگ آوردى . 120 هفتم . حديثى است كه عن قريب ذكر شد كه باقر ( ع ) فرمود اصحاب قائم ( ع ) سيصد و سيزده نفرند از اولاد عجم . و امّا مدح اهل طالقان . يكى حديث مفضّل بود كه جوان حسنى از ديلم خروج مىكند و گنجهاى طالقان او را يارى مىكنند . و ديلمان ييلاقى است مشتمل بر دهات چند و نزديك طالقان ما است . دويم حديث ديگر مفضّل است كه حضرت فرمود گويا جوانان اهل طالقان را كه به منزلهء خزينههايند مىبينم كه حربهها به دست گرفته و به اسبهاى سفيد سوار شده و از بسيارى شوق به سوى جنگ و جهاد ، مانند گرگان صدا مىكنند . سردارشان مردى باشد از قبيله تيمى كه او را شعيب بن صالح گويند ، پس امام حسين ( ع ) در ميان ايشان رو مىآورد در حالتى كه روى مباركش مانند دايرهء قمر مىباشد و پى قتل ظالمان مىافتد . 121 مؤلف گويد از اين حديث شريف ظاهر مىشود كه اين مردان از اهل رجعتاند و الآن در طالقان قبرى است كه مشهور است به قبر شعيب بن صالح و محل زيارت و احترام است . پس اينان غير از آنانند كه در حديث اوّل گذشت . سوّم حديث فضل بن يسار است كه صادق ( ع ) فرمود خزينهاى در طالقان است كه نه طلا است و نه نقره و بيدقى هست از روزى كه پرچمش پيچيده شده تا به حال گشوده نشده و پارهاى مردان در آنجا هستند كه دلهاشان مانند پارهء آهن است و در توحيد الهى هرگز ايشان را شك عارض نمىشود . ايشان از سنگ سختترند . اگر ايشان را به كوهها دچار كنند هرآينه آنها را از جا بر كنند و با بيدقهاى خود هيچ شهرى را قصد نمىكنند مگر آنكه او را خراب مىكنند . و در روى اسبهاشان زينهاى طلا مىباشد و خودشان را براى بركت به زين اسب امام ( ع ) مىمالند و آن حضرت را به ميان مىگيرند و خودشان را براى او سپر مىكنند و او را در جنگها محافظت مىنمايند و هر چه آن حضرت مىخواهد به انجام مىرسانند ، و در ميان ايشان مردمانى هستند كه شبها نمىخوابند . تا آنكه فرمود خلايق را به شهادت كلمهء طيّبه دعوت مىنمايند و آرزو مىكنند كه در راه خدا كشته شوند . شعارشان يا لثارات الحسين گفتن است . وقتى كه آن لشكر رو به سمتى مىگذارند رعب و بيم ايشان تا يك ماه راه پيشاپيش به دلهاى خلايق مىنشيند . 122 و