نظر علي الطالقاني

233

كاشف الأسرار ( فارسى )

مخزن البكاء مذكور است تبرّك جوئيم 59 . فقرهء اوّل . مفضّل پرسيد كه در ايّام غيبت ، آن حضرت با كى مخاطبه خواهد نمود و كى با او سخن خواهد گفت ؟ صادق ( ع ) فرمود ملائكه و مؤمنان از جنّ ، و امر و نهيش بيرون خواهد آمد به سوى معتمدان و نايبان آن حضرت كه به شيعيانش برسانند . و اللّه اى مفضّل گويا مىبينم او را كه برد حضرت رسالت در بر و عمّامهء زردى بر سر و عصاى آن حضرت در دست و نعلين او در پا و بزى چند در پيش افكنده تنها بيايد به نزد خانهء كعبه چون شب در آيد و ديده‌ها به خواب رود جبرئيل و ميكائيل و صفّ صفّ از ملائكه بر او نازل شوند ، پس آن بزرگوار به صداى بلند ندا كند كه اى مخصوصان من كه خدا شما را از براى من ذخيره كرده بياييد به سوى من ، پس هر جا كه باشد از مشرق و مغرب عالم بشنوند و به يك چشم زدن همه نزد او حاضر شوند ، پس چون صبح شود اين سيصد و سيزده تن كه به طىّ الارض آمدند در خدمتش ايستاده باشند ، پس پشت به كعبه دهد و دست مبارك بگشايد ، پس گويد هر كه به اين دست بيعت كند چنان است كه با خدا بيعت كرده ، پس اوّل كسى كه دستش را بوسد و بيعت كند جبرئيل است پس ساير ملائكه بيعت نمايند پس نجباء جنّ پس سيصد و سيزده تن نقباء . مؤلّف گويد چنانچه در زمان غيبت ، ملائكه و جنّ در خدمت آن بزرگوارند و ديگران نمىبينند ، بايد زمان ظهور و اهل او چندان با ترقّى و كامل باشند كه ايشان و ملائكه و جنّ هر سه با هم آشنا و صديق باشند و با هم نشست و برخاست نمايند چنانچه ان شاء اللّه بيايد . و امّا آنكه فرمود امر و نهيش بيرون آيد به سوى معتمدان ، يا اشاره است به غيبت صغرى كه وكلاء آن حضرت در آن هفتاد و چهار سال كه زمان غيبت صغرى بود تقريبا ، آن نور را مىديدند و واسطهء فيض بودند ، و يا اشاره به تمام زمان غيبت است و اين معنى بلا شبهه ظاهرتر است و عيب هم ندارد و در حقّ اليقين است كه صادق ( ع ) فرمود حضرت قائم را دو غيبت است يكى كوتاه ، يكى دراز و در غيبت اوّل نخواهند دانست جاى او را مگر خواصّ شيعيان او و در غيبت دويم نخواهند دانست مكان او را مگر مخصوصان موالى . و در روايت ديگر وارد شده كه سى نفر ، از مخصوصا آن حضرت خواهند بود ، يعنى هر يك كه بميرند ديگرى به جاى او خواهد آمد . 60 مؤلّف گويد بعضى گفته‌اند و احتمال بعيد هم نيست كه رجال الغيب و اوتاد و ابدال كه در روايات است و ابدال را