نظر علي الطالقاني
227
كاشف الأسرار ( فارسى )
ايمان و كمر بستن بر يارى ايشان عهد و پيمان گرفته . و اين مطلب چون بر اهل سواد روشن و دانايان قصص و حكايات مبرهن است به همين اشاره اكتفاء نمائيم و در احكام رجعت نيز ان شاء اللّه قدرى در حيّز بيان در آريم . تنبيه زنهار كه هر كسى به خود گمان نبرد كه از اهل انتظار و داراى اين ثواب بىحدّ و شمار است بلكه غالب خلق غير طالب و مانند خفّاش از ظهور آفتاب خائف و هاربند . ظاهر است كه گرگ بازار را آشفته خواهان است و شخص تا مظلوم و عاجز مانند گوسفند نباشد البته كى طالب شبان است ؟ پس تا ترك هوى و هوس نكنى و پشت پا به دنياى دنىّ نزنى و به روش ، رعيّت و شيعه نباشى و دلتنگ و ملول از ظلم و جور و شيوع فسق و فجور و در ميان ظلمه و تنپروران چون اسير و زندانيان خود را نبينى و طالب قسط و عدل و ظهور و رواج دين نباشى و مدام چون حضرت يعقوب إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَ حُزْنِي إِلَى اللَّهِ 41 نگوئى ، البتّه طالب آن يوسف جهان و آفتاب تابان نخواهى بود . و اين گونه اشخاص البته نادرند و در كمى از هر هزار يكى را نشمرند و به جهت كمى و صعوبت اين مقام چند حديث از كافى تيمّنا و تبرّكا ذكر نمائيم . صادق ( ع ) فرمود : از براى صاحب اين امر غيبتى است كه هر كه بچسبد در او دين خود را مثل خارط قتاد است ، يعنى آنكه بوته خار را به دست بگيرد كه خارهاى او را مانند برگ بچيند ، و به دست مبارك اشاره نمود كه اين طور . پس فرمود : پس كدام يك از شما مىتواند كه بچسبد خار قتاد را به دست خود ؟ پس سر مبارك به زير انداخت ، پس فرمود صاحب اين امر را غيبتى است ، پس بترسد از خدا بندهء خدا و بچسبد به دين خود . 42 و كاظم ( ع ) فرمود زمانى كه مفقود شود امام پنجم از اولاد امام هفتم پس اللّه اللّه در دينهاى شما ، زايل نكند شما را از او احدى . اى پسرك من لا بدّ است از براى صاحب اين امر از غيبتى تا آنكه بر مىگردد از اين امر آن كه قائل بود به او . اين است و جز اين نيست ، آن غيبت محنتى است از خداى عزّ و جلّ امتحان نموده به آن خلق خود را . 43 و صادق ( ع ) فرمود اما و اللّه هرآينه غايب مىشود امام شما سالها از دهر شما ، تا آنكه فرمود ، و هرآينه متزلزل و مضطرب و زير و رو شويد مانند كشتيها در موجهاى دريا پس نجات نيابد مگر كسى كه گرفته خدا ميثاق او را و نوشته در دل او ايمان را و مؤيّد