نظر علي الطالقاني
217
كاشف الأسرار ( فارسى )
ايشان از مردار بدبوتر و از صبر تلختر باشد . پس بر شما باد كه در آن روزگار خود را از ميان به كنار كشيد و بهترين مسكنى و موطنى در آن وقت بيت المقدّس است و زمانى بيايد كه مردم آرزوى توطّن آنجا نمايند . پس اصبغ بن نباته برخاست ، عرض كرد يا امير المؤمنين دجّال كيست ؟ فرمود : دجّال كسى است كه تصديق كنندهء او شقىّ و تكذيب نمايندهء او سعيد است و از اصفهان بيرون آيد و چشم راست ندارد و چشم چپش در پيشانى است مانند ستارهء سرخ و در ميان دو چشمش لفظ كافر نوشته شده كه هر كسى آن را مىخواند و به درياها داخل مىشود و آفتاب با او سير مىكند و در پيش رويش كوهى مىباشد از دود و در پشت سرش كوه سفيدى كه خلايق چنين مىدانند كه آن طعام است و در ايّام قحط شديد خروج مىكند و بر خر سرخ رنگ سوار ، طىّ ارض به سرعت نمايد و قدمش به هر چشمه رسد آن چشمه به زمين فرو رود و اكثر تابعان او اولاد زنا و اصحاب طيلسان و يهودان باشند و آن ملعون با آنكه طعام خورد و در بازارها گردش كند به آواز بلند به همه جا كه رسد أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى 2 گويد . بقيّة اللّه در حوالى شام بر عقبهاى كه آن را افيق گويند در ساعت سيّم روز جمعه او را به قتل آورد . بعد از آن طامّه كبرى است . كسى پرسيد يا امير المؤمنين آن كدام است ؟ فرمود : وقت بيرون آمدن دابّة الارض از ميان صفا ، كه انگشترى سليمان و عصاى موسى ( ع ) با او است اگر گذارد خاتم را بر پيشانى مؤمن نقش هذا مؤمن حقّا بر پيشانى او ظاهر شود و اگر بر پيشانى كافر نهد نقش هذا كافر حقّا بر آن نقش گيرد . و در صافى چنين نقل نموده كه مىگذارد خاتم را بر روى هر مؤمن پس نقش گيرد در او هذا مؤمن حقّا و مىگذارد او را بر روى هر كافر پس نوشته مىشود هذا كافر حقّا 3 و مراد از هر دو نقل يكى است . پس از اين در هر دو اين است : حتّى آنكه مؤمن به كافر گويد واى بر تو و كافر به مؤمن خطاب كند خوشا حال تو ، اى مؤمن دوست مىدارم كه مثل تو باشم فافوز فوزا عظيما 4 . پس بلند كند دابّة الارض سر خود را و خافقين به اذن اللّه او را ببينند و اين طامّهء كبرى بعد از طلوع آفتاب است از مغرب و آن زمان هيچ توبه قبول نشود و هيچ عمل به بالا نرود . پس حضرت اين آيه را خواند يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آياتِ رَبِّكَ لا يَنْفَعُ نَفْساً إِيمانُها لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمانِها خَيْراً 5 ( انعام ) . پس فرمود ( ع ) : آنچه بعد از آن خواهد شد سؤال مكنيد كه رسول ( ص ) مرا فرموده كه به غير از عترت او كسى را اطلاع ندهم .