نظر علي الطالقاني

188

كاشف الأسرار ( فارسى )

هيچ تجاوز نكرده باشد زيرا كه جز شريعت او تا قيامت شريعتى نيست و حلال او تا قيامت حلال و حرام او تا قيامت حرام است و اگر كسى از امّت او پيدا شود و بگويد شايد العياذ باللّه نجات در مخالفت و ترك شريعت باشد ما را با او سخنى نيست . حال گوئيم داشتن مذهب خاتم ( ص ) و حفظ نمودن و مردم را به او واداشتن و نگهداشتن ، يا موقوف است به دانستن تمام شريعت ، حتّى ارش خدش 198 ، يا احتياج نيست . شكّى نيست كه محتاج است به دانستن . اگر كسى گويد احتياج ندارد ، سخن ما نيز به او راه ندارد . حال گوئيم شكّى نيست كه مقسم اوّل امّت خاتم ( ص ) مسئلهء خلافت است كه اوّل دو فرقه شوند ، شيعه و سنّى ، كه شيعه گويد خليفهء بلا فصل و جانشين و حافظ شريعت على بن أبي طالب است و سنّى گويد خليفهء اوّل و حافظ شرع ابو بكر است و هر كه او را خليفهء اوّل داند عمر را خليفهء دوّم و عثمان را سوّم و امير المؤمنين را خليفهء چهارم داند . پس ناجى ، بالبديهه يكى از فرق شيعه خواهد بود يا يكى از فرق سنّى . حال گوئيم يا اين است كه هر يك از اين چهار خليفه تمام شريعت را و تمام قرآن و تفسير و شأن نزول و محكم و متشابه و ناسخ و منسوخ و بطون و عامّ و خاصّ و مطلق و مقيّد و هكذا ساير جهات او را مىدانستند ، يا هيچ يك به اين طور نمىدانستند ، يا بعضى از ايشان مىدانستند و بعضى نمىدانستند . و اين مطلب يا معلوم است يا مجهول . و ايضا يا همهء ايشان در تمام عمر يا زمان خلافت به قسمى رفتار نمودند و موافق شريعت پيغمبر ( ص ) عمل نمودند كه هيچ معصيت و مخالفت و بدعت و خطاى در حكم و جهل به مسأله و تأمّل در جواب و عجز در محاجّه و مباحثه از هيچ يك صادر نشد ، يا از همه شد ، يا از بعضى شد و از بعضى نشد . و اين مطلب هم يا معلوم است يا مجهول . و ما در هر دو فقره ، به مسلّمات ايشان ، يعنى خود سنّيان ، اكتفا مىنمائيم و خود ايشان را حكم قرار مىدهيم بگويند كه ابو بكر در معنى لفظ كلاله و ابّ كه در قرآن است عاجز نماند ؟ 199 و عمر در مواضع بسيار خطا نكرد و لو لا على لهلك عمر 200 نگفت ؟ و كلّ النّاس افقه من عمر حتّى المخدّرات فى الحجال 201 نگفت ؟ و عثمان قرآن را نسوزانيد و كم و زياد نكرد ؟ 202 و يا آنكه حضرت امير ( ع ) كه سلونى قبل ان تفقدونى 203 فرمود از عهده آن برنيامد ؟ و يا چيزى از شريعت و يا جهتى از جهات قرآن را آن حضرت نمىدانست ؟ و يا در حكمى از احكام خطا كرد ؟ و يا در عملى از اعمال به خلاف رفتار كرد ؟ و يا پيغمبر انا مدينة العلم و علىّ