نظر علي الطالقاني
171
كاشف الأسرار ( فارسى )
پنجشنبه ، چه روز پنجشنبه . پس گريه كرد چندان كه اشكهاى او سنگريزهها را تر كرد . گفتيم به او : چه شد روز پنجشنبه ؟ گفت : روزى بود كه شديد شد بيمارى رسول خدا ( ص ) ، پس فرمود بياوريد از براى من لوحى و دواتى ، يا فرمود شانهاى و دواتى ، بنويسم از براى شما كتابى كه هرگز بعد از من گمراه نشويد . پس حاضران با هم نزاع كردند با آنكه سزاوار نيست نزاع در نزد هيچيك از پيغمبران . گفتند چگونه است حالت او آيا هذيان است اين كه مىگويد ؟ بپرسيد از او . پس رفتند كه دوباره بپرسند ، فرمود : واگذاريد مرا كه آنچه من در او هستم بهتر و بالاتر است از آنچه مىخوانيد مرا به سوى او و مرا نسبت به او مىدهيد . پس وصيّت كرد به سه چيز ، فرمود : بيرون كنيد مشركين را از جزيرهء عرب و جايزه دهيد وفد را از آنچه من جايزه مىدادم و ابن عبّاس سوّمى را نگفت عمدا يا گفت فراموش كردم . 159 مؤلّف گويد سوّمى را كه ابن عباس در بعضى از موارد به سبب تقيّه پنهان نمود در بعضى از موارد ديگر كه تقيّه نبود بيان نمود ، چنانچه ان شاء اللّه از احاديث آينده خواهى دانست ، و اسم عمر را نيز به جهت همين ، در چند جا پنهان نمود و در چند جاى ديگر صريح گفت زيرا كه ابن عبّاس به شهادت خود احاديث ، اين قضيّهء هايله را به كرّات مرّات مىگفته و مثل زن ثكلى مىناليده . و تفاوت جزئى كه در اين احاديث مىبينى به جهت همين است كه ابن عبّاس در مجالس بسيار ، بسيار اين هنگامه را به جهت مردم نقل مىكرده . و چون اين هفت حديث را از ابن ابى الحديد شنيدى بشنو آنچه صاحب غاية المرام ( قدّس سره ) از صاحب كتاب سير الصّحابه كه از عامّه است نقل مىكند و احاديث بعد همه از او است . حديث هشتم . گفت در اوّل كتابش ، بعد از بسم اللّه فرمود پيغمبر ( ص ) : زود است ظاهر شود در اسلام فرق مختلفه چنانچه ظاهر شد در اديان سابقه ، امّا يهود هفتاد و يك فرقه شدند و نصارى هفتاد و دو فرقه شدند و زود است امّت من بعد از من هفتاد و سه فرقه شوند ، همه در آتشاند جز يك فرقهء ناجيه . گفتند : يا رسول اللّه كيانند فرقهء ناجيه . فرمود : آنان كه باشند بر آنچه من بر او هستم با اهل بيت من و آنان كه بمانند بر عهد من بعد از وفات من . پس شروع كرد مصنّف در ذكر اختلاف امّت تا آنكه گفت اختلاف دويم در خانهء پيغمبر ( ص ) شد . عكرمه گفت شنيدم از ابن عباس كه مىگفت : روز