نظر علي الطالقاني

161

كاشف الأسرار ( فارسى )

على و فاطمه را به اين ظلم و ستم گرفتند ؟ آيا آن بدعتها كه بر مىدارد ، على و فاطمه ( ع ) گذاشته‌اند يا ابو بكر و عمر كه خالد و مغيره را حدّ نزدند و خالد را در باطن قرار دادند كه در نماز على را به قتل رسان و پيش از سلام نماز ، ابو بكر پشيمان شد گفت يا خالد لا تفعل ، يعنى اى خالد مكن آنچه گفتم ، و فقهاى ايشان به همين دليل مىگويند پيش از سلام حرف زدن جايز است . و عمر ( حىّ على خير العمل ) 131 را برداشت ، و دو متعه را حرام كرد ، و آيهء تيمّم را ردّ كرد و گفت تا آب نيابيد نه تيمّم كنيد و نه نماز بخوانيد ، و نسبت هذيان به پيغمبر ( ص ) داد و هكذا و تفصيل اينها را در حديقه و حقّ اليقين تماشا كن . خلاصه ، يا بيا شيعهء اثنا عشرى شو و اينها همه را كه دشمن خدا و پيغمبر و اهل بيت پيغمبرند به تفصيل و تأكيد هر چه تمامتر لعنت كن . و هر يك از اين دو طرف را كه بگيرى ديگر مثل ابى الحديد و اسماعيل حنبلى و ديگران در نمىمانى و از اشكالات جمع بين الضّدّين فارغ و آسوده مىشوى . تا كى سخن از جمع بين الضّدّين آرى ؟ تا چند پا به روى حقّ گذارى ؟ اين پنبه چسبانى تا كى و اين اندودنمائى تا چند ، تا چند ؟ مىگويم على و فاطمه تكذيب ابو بكر كردند و گفتند اين حديث را خود جعل كرده ، و شأن نزول آيات را و عامّ و خاصّ كتاب را و احكام تورات و زبور و انجيل را على و فاطمه ( ع ) بهتر از همه مىدانستند ، مىگوئى چه مىشود اين حديث را غير از ابو بكر كسى نشنيده باشد ؟ مىگويم پيغمبر ( ص ) نمىشود به على و فاطمه نگفته باشد و ايشان را به اين معركه و مصيبت انداخته باشد . مىگوئى مىشود ؟ مىگويم چرا حجره‌ها را به عايشه و ديگران داد و مزاحم ايشان نشد ؟ مىگوئى شايد پيغمبر ( ص ) در حيات خود به ايشان بخشيده باشد و ابو بكر مىدانست و حاكم ، به علم خود عمل مىكند ، مىگويم در آيهء لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ 132 چه مىگوئى ؟ شايد بگوئى در اضافه ، ادنى ملابست كافى و ملكيّت ضرور نيست ، و يا اين آيه پيش از هبه نازل شد . مىگويم پيغمبر ( ص ) اسب و شتر و درازگوش گوش و تازيانه و عمّامه و عبا و رداء و پيراهن و لباس داشت با اسباب ديگر هم و غالب اينها در تصرّف اهل بيت او بودند و انكار نتوان نمود كه سيّد الشهداء ( ع ) در كربلا عمّامه پيغمبر ( ص ) را بر سر داشت و بر ذو الجناح ، اسب خاصّهء او سوار بود . آيا العياذ باللّه غاصب مال مسلمين بودند يا به التماس و تضرّع از ابو بكر و ساير مسلمين به ايشان رسيد و رهين منّت ايشان شدند ؟ و آيا ارث حضرت آدم ( ع ) را چه