نظر علي الطالقاني
148
كاشف الأسرار ( فارسى )
گرانمايهء مهر و محبّت او را لايق نيست مگر صدف سينهها و دلهاى پاك حلالزادگان ، و هم مسلّم داريد كه پيغمبر ( ص ) فرمود هر كه اذيّت نمايد فاطمه را اذيّت كرده مرا و هر كه اذيّت نمايد مرا اذيّت كرده خدا را ، 106 و خدا فرمود در سورهء احزاب إِنَّ الَّذِينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهِيناً 107 يعنى به درستى كه آنان كه اذيّت مىكنند خدا و رسول او را ، لعنت كرده خدا ايشان را در دنيا و آخرت و مهيّا و آماده كرده از براى ايشان عذاب خواركننده . و ايضا اين اجراى طريقهء پيغمبر بود يا به هم زدن و مخالفت او ؟ و خدا در سورهء نساء فرمود وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ 108 تا آخر ، يعنى هر كه در مقام ضدّ پيغمبر و در طرف ديگر باشد ، آخر آيه اين است كه او را به جهنّم درآوريم و بد جائى است جاى او . و ايضا گيرم پيغمبر العياذ باللّه تصريح نكرد به خليفه بودن امير المؤمنين ( ع ) ، آبا آن بزرگوار طالب خلافت بود يا نبود و صديقهء طاهره و حسن و حسين مىخواستند خلافت او را يا نمىخواستند ؟ اگر نمىخواستند چرا در آخر عمر شريف متصدّى شد و آن همه جنگها با معاويه و ديگران نمود كه به سبب همين شربت شهادت چشيد ؟ و حسن و حسين ( ع ) را نيز به واسطهء ادّعاى خلافت شهيد كردند . و چرا مىفرمودند اگر مسند حكومت و فرمان فرمائى خلافت از براى من مهيّا شود هرآينه حكم مىكنم ميان يهود به تورات ايشان ، تا آخر حديث ؟ 109 و چرا معاويهء عليه الهاويه آن بزرگوار را سرزنش مىكرد كه هر چيز را فراموش كنم اين را فراموش نمىكنم كه شبها زوجهات فاطمه را سوار مىكردى و دو طفل خود را بر مىداشتى و در خانهء مهاجر و انصار مىرفتى و فرمايشات پيغمبر را به ياد ايشان مىآوردى 110 ؟ و چرا در خطبهء شقشقيّه و غير آن به آن تفصيل و تأكيد و اصرار شكوه مىنمايد 111 ؟ با آن كه شما همهء اين مطلب را مسلّم داريد . و ايضا احدى از شما منكر نيست كه حضرت بيعت نكرد تا بعد از مدّتى و بسيارى از شما گفتهايد مگر بعد از وفات فاطمه ( ع ) كه بزرگان و اشراف از او برگشتند و تنها ماند ، آن وقت بيعت كرد . و ايضا احدى از شما منكر نيست كه بنى هاشم جمع شده بودند در خانهء على ( ع ) به جهت آن كه با او بيعت كنند ، پس ابو بكر عمر را فرستاد و او با جمعيّت به در خانهء فاطمه ( ع ) آمد و گفت بهترين مردم در نزد من پدر تو بود و بعد از او توئى و مع ذلك اگر على بيرون نيايد و بيعت نكند هرآينه خانه را آتش مىزنم و شما را مىسوزانم . و در