نظر علي الطالقاني
137
كاشف الأسرار ( فارسى )
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ، 39 اهل بيت پيغمبر است . 40 و هفت حديث ديگر نقل كرده كه مراد از هادى در سورهء رعد : إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ ، 41 امير المؤمنين ( ع ) است . 42 و شش حديث نقل كرده كه مراد از صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ 43 در سورهء تحريم ، امير المؤمنين ( ع ) است . 44 بگو اى معاند بىانصاف ، تو دست از صراط مستقيم و حبل اللّه و عروة الوثقى و صادقين و صالح المؤمنين و هادى و اهل ذكر چرا كشيدهاى و دامن كه را گرفتهاى ؟ خدا امر كرد بچسب حبل مرا ، چرا رها كردى ؟ گفت با صادقين باش ، چرا با ديگران باشى ؟ دوازدهم ، آيهء مباركهء يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ 45 ( سورهء نساء ) . چهار حديث نقل كرده كه اين آيه در شأن امير المؤمنين ( ع ) و ائمّه ( ع ) نازل شده و مراد از اولى الامر ايشانند 46 و حديث ديگر نقل كرده در آيهء وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ 47 ( الخ ) كه هم در سورهء نساء است . 48 سيزدهم ، آيهء شريفهء إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ 49 ( بقره ) يعنى خدا به ابراهيم ( ع ) فرمود من تو را از براى مردم امام قرار دادم ، عرض كرد و از ذرّيّهء من هم قرار بده . از ايشان نقل كرد كه پيغمبر فرمود نوبهء اجابت دعاى او به من و على رسيده . 50 و ايضا آيهء شريفه فرمود كه اوّل حضرت خليل را به كلمات و مقامات ، ابتلاء و امتحان نمود ، پس همه را به اتمام رسانيد آنگه فرمود تو را امام كردم . پس در امامت ، هم مقامات بسيار لازم است و هم قرار داد الهى . باز سؤال كرد كه از ذرّيّهء من هم قرار بده . اين نيز كالصّريح است كه امامت محتاج به قرار داد الهى است . باز در آخر فرمود عهد من و امام قرار دادن من به ظالمان نمىرسد هم دلالت نمود بر قرار داد الهى و ظالم و گناهكار نبودن امام . چهاردهم ، آيهء مباركهء سورهء هود : أَ فَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ 51 يعنى آيا پس آن كسى كه مىباشد ثابت بر بيّنه يا با بيّنه از خداى خود ، كه مراد پيغمبر باشد ، و تالى و جانشين مىشود او را شاهدى از او . بيست و سه حديث نقل كرده كه مراد از شاهد امير المؤمنين ( ع ) است . 52 و تمام اين احاديث را از كتب ايشان نقل نموده . اجر او با امير المؤمنين كه زياد زحمت كشيده و زياد خوب جمع كرده . بگو اى معاند چرا ردّ قول خدا كردى و ديگرى را تالى پيغمبر قرار دادى با آن كه خود ، آيه را چنين تفسير كردهاى ؟ و در قيامت جواب خدا و پيغمبر و امير المؤمنين ( ع ) و قرآن را چه خواهى داد ؟