نظر علي الطالقاني
124
كاشف الأسرار ( فارسى )
دنيا . يعنى امام كسى است كه رئيس و مطاع و مرجع خلايق باشد در حفظ دين و نظم دنياى ايشان . و عامّه پس از آن كه گفتند نصب امام بر خدا و پيغمبر واجب نيست خلاف كردهاند كه آيا بر امّت واجب است عقلا يا شرعا يا نيست . و مقصود ما در اين فصل اين است كه به يارى قائم عجّل اللّه فرجه آشكار و هويدا سازيم كه نصب امام بر خدا واجب است مانند نصب پيغمبر و اگر اين واجب نباشد آن نيز واجب نخواهد بود و نصب خدا اين است كه به امام هم مانند پيغمبر معجزه و عصمت كرامت فرمايد و هر كه امام نباشد و دعوى نمايد بر دست او جارى ننمايد اگر چه سحر و شعبده باشد و اگر جارى سازد ، او را رسوا نمايد تا كسى به شبهه نيفتد و علاوه بر معجزه اگر امر نمايد پيغمبر را به تعيين او و بيان مقام او و يا امام را امر نمايد به تعيين امام ديگر ، از بابت تأكيد و زيادتى لطف و سهولت امر خواهد بود چنانچه از زيادتى لطف و مهربانى همين قسم نمود و منتهاى لطف را معمول داشت . حال گوئيم چون سابق بديهى شد كه اشياء را قطع نظر از شرع انور كرده ، حسن و قبحى است و هر كه را علم و حسّ و شعورى است ، لا بدّ او را خواهشى و محبوب و مبغوضى است و آنچه محبوب داند و قادر باشد ، به عمل آورد و آنچه را بد داند و بتواند ، از او احتراز جويد و اگر نتواند و قادر نباشد ، بر فعل و ترك معذور است و در آن قدر كه نتوانسته ، مختار نبوده بلكه مضطرّ و مجبور است . و چون بندگان ، بسيارى از مصالح و مفاسد امر دنيا و آخرت خود را نمىدانند و اگر يكى از هزار را هم بدانند بسيارى به خلاف واقع است و خداوند حكيم هم خلق را به عبث نيافريده بلكه از براى تكميل و عبادت آفريده و اين مطلب بدون تكليف و فرستادن پيغمبر ممكن نبود ، پس واجب شد كه پيغمبر بفرستد چنانچه اشاره شد . و چون به حكمت بالغهء الهى ، پيغمبر هم بايد دار دنيا را وداع نمايد ، پس اگر نايب و جانشين نباشد ، با آن حبّ شهوت و رياست كه بر مردم غالب است و آن قلّت علم و نايابى يقين كه از گوگرد احمر نايابتر است ، كه همه را شرح و بسط دادهايم ، و همه را به حال خود واگذارند و حدود و تعزيرات همه از ميان برخيزد و قاضى و حاكم و دادخواه در ميان نباشد ، چه هرج و مرجى بالاتر از اين خواهد بود و چه نقض غرضى بدتر از اين خواهد بود ؟ تعالى اللّه عن ذلك علوّا كبيرا . پس بالبديهه رئيس و مرجعى ضرور است و هر كه قائل به حسن و قبح عقلى است از فرق شيعه و معتزله از عامّه ، همه اين مطلب را كه وجوب نصب امام باشد قبول دارند و بديههء عقل شمارند و