محمد علي حزين لاهيجي

77

فتح السبل ( فارسى )

چون منافى غرض ايشان است البته به صدق اقرب و از تهمت ابعد باشد و افادهء علم قطعى تواند نمود . اكنون توضيحى حال روايات جمهور را ضرور است . فاضل ناقد شيخ عبد الحميد بن ابى الحديد مداينى - كه از اعاظم ثقات و متبحّرين اهل سنّت است - در مجلد ثانى از شرح نهج البلاغه گفته آنچه خلاصهء آن اين است كه سبب رواج احاديث بدع و ضلال آن شد كه منافقين بعد از رحلت پيغمبر باقى بودند و كسى نمىتواند گفت كه نفاق به موت پيغمبر زايل شد ليكن حال ايشان في الجمله مستور شد به سبب اينكه دائم پيغمبر در ذكر ايشان و ذكر آيات منزلهء در باب ايشان بود ، چه قرآن مشحون است به ذكر ايشان ، خصوصا اكثر آنچه در مدينه نازل شده به اين جهت احوال ايشان ظاهر و منتشر بود ، چون وحى منقطع شد كسى باقى نماند كه نفاق و زلّات ايشان را اظهار كند ، و بر آن توبيخ و تحذير نمايد و مردم را گاهى امر به حذر از ايشان كند ، و گاهى امر به مدارا كند ، و خلفاء از تعرّض به احوال ايشان ساكت شده منافقان مستور و با ساير خواص محشور و مخلوط شدند . و بعضى به سبب فتوحات كه مالهاى عظيمه و كنوز جليله به دست آوردند فى الجمله استقامت در دين و رسوخ قلبى به هم رسانيده گفتند كه اگر اسلام حق نمىبود اين مال و شوكت نمىيافتيم و بعض ديگر در همان مرتبهء نفاق محض ماندند و تخليط احاديث به كذب به قصد اضلال خلق و دواعى دنيويه مىكردند . و علما گفته‌اند كه بخصوص در زمان معاويه احاديث موضوعه بسيار حادث شد و محدثين كه راسخ در علم حديث بودند به قدر مقدور توضيح و بيان موضوعات نمودند « 1 » . [ نامهء معاويه به كارگزاران خود ] و روايت كرده ابو الحسن على بن محمد بن ابى سيف مداينى در كتاب احداث كه

--> ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 11 / 41 و 42 .