محمد علي حزين لاهيجي
70
فتح السبل ( فارسى )
علم را منحصر در تحصيل جاه و مال و اعتبارات دنيوى دانستهاند يا محض شهرت و مسلميت را مقصود و غرض اصلى ساخته به غرضى بالاتر از اين نپرداختهاند ، و عمدهء همّت ايشان مقصور است به حفظ كردن قصه و حكايت ، يا شبهه و مسألهاى چند كه در مجالس و محافل ارباب دول و عوام النّاس آن قسم سخنان را رواجى مىباشد ، و اسماع جهّال را به آنها ميلى يا در امور دنيويّه به آنها حاجتى هست تا به وسيلهء آن افادات بازار شيادى و عام فريبى را گرم كنند و رفته رفته عالم را پر از دبدبه و طنطنهء دانايى و مقتدايى سازند ! و بالجمله وجود اين طايفهء دنيّهء ضالّه كه به صورت علما بر آمدهاند موجب فسادى عظيم و بليّهاى خطير گرديده ، چه با وجود جهل و عدم بضاعت چون مرجع خلق و پيشوا شدهاند لهذا ناچار به اهواى كاسده و آراى فاسده انحاى بدع و ضلالات از ايشان توليد نموده شايع گشت ، و بسا حق را كه باطل و باطل را كه حق نمودند ، و به سبب شهرت و مسلّميّت كسى متفطّن بر آن نشد و دانايان زمان را كمتر مجال آن شد كه جهل و ضلال ايشان را ظاهر سازند ، چه اغلب علما و عرفا و صاحبان عقول كامله در اغلب ازمنه خامل الذكر و مجهول القدر و از حطام دنيويّه كم بهره مىباشند و با اين حال استطاعت آن كجا است كه طعن در آراء و قدح در شأن متوسّلان ارباب دول و مشاهير اصحاب عمايم و پيشوايان عوام توانند نمود . و اگر به ندرت كسى از علماى حق توضيح مجهول يا تزييف باطل يا اصلاح فاسد ايشان نمود ، هواى نفس و پاس پيشوايى و رياست ، و فرط جهل و ضلالت نگذاشت كه انقياد و اتّباع حق كنند ، بلكه در مقام اغراض و ردّ حق و تكفير و تحقير دانايان و اصرار بر جهل خود بر آمده به تدليس و تخليط و تشبث به شبهات حق را پوشيدند . و سادهلوحان و بىخبرانى كه تلميذ ايشان و در حجر تربيت اين طايفه نشو و نما يافتند حالشان در رسوخ به جهل و بعد از رشد و سداد معلوم تواند بود و به اين سبب در اعصار اطفاى نور علم و ظلمت جهل و آراى باطله رواج يافت ، و بر طالبان حق سلوك و وصول به مدارج كمال به غايت دشوار شد .