محمد علي حزين لاهيجي

64

فتح السبل ( فارسى )

[ رفع اشتباه بين فضايل و رذايل ] و گاه مىباشد كه فضيلتى مشتبه مىشود به احدى از طرفين ، مانند سخاوت كه گاهى مشتبه مىشود به بخل . و آن چنان است كه صرف مال در موضعى كه لايق نباشد به حسب نفس الأمر نكند تا به رذيلت اسراف متّصف نشود و مردم گمان برند كه بخل كرده . و گاهى مشتبه گردد به اسراف كه چون صرف مال در محل لايق كند تا متّصف به صفت بخل نگردد و مردم پندارند كه اسراف كرده . و على هذا القياس . و بسيار باشد كه امورى كه غير فضايلند مشتبه شوند به فضايل ، پس لا بدّ است از تنبيه بر آن ؛ مثلا در حكمت ، جمعى باشند كه مسائل علوم را به طريق تقليد ياد گرفته باشند و در محاورات و مناظرات به نوعى ايراد كنند كه مستمعان تعجّب نمايند و بر وفور علم و فضل ايشان گواهى دهند ، و ليكن در حقيقت وثوق نفس و نور ضمير و برد يقين - كه ثمرهء حكمت است - ايشان را حاصل نشده باشد ، و مثل ايشان در تقرير علوم مثل بعضى حيوانات بود در محاكات اقوال انسان . و همچنين عمل اهل عفّت صادر شود از جمعى كه عفيف النّفس نباشند ، مانند كسانى كه ترك لذّات حسّى به طمع جاه دنيوى كنند بنابر آنكه لذّت وهمى لطيف‌تر است از لذّت حسّى و يا ترك لذّات دنيويّه ، به توقّع لذات اخرويه كه از جنس لذّات دنيويّه است نمايند ، بنابر آنكه ادوم است ، پس در حقيقت عفيف نباشند ؛ و « عفيف » كسى است كه حد و حقيقت عفّت در او موجود باشد . و همچنين عمل اسخيا صادر شود از كسانى كه حقيقت سخاوت در ايشان منتفى باشد ، چه حقيقت سخاوت آن است كه باعث بر بذل مال جميل بودن [ بذل ] باشد في نفسه نه غرضى ديگر از اغراض ، چنان كه طالبان شهوات خسيسه و متوقّعان لذّات وهميّه و طامعان ارباح متضاعفه را مىباشد و نه قلّت معرفت به قدر مال و به صعوبت تحصيل [ مداخل ] آن ، چنان كه اكثر ميراث يافتگان و ستم ناكشيدگان تحصيل معاش را عادت است ، چه قدر مال عزيز است از اين جهت كه در اظهار حكمت و سلوك سبيل