محمد علي حزين لاهيجي

45

فتح السبل ( فارسى )

چنان كه بيان كرديم كه شبهات واقعه در آخر الزمان بعينها شبهاتى است كه در اوّل زمان واقع شده ممكن است كه بيان كنيم كه در زمان هر نبى و دور هر صاحب ملّتى و شريعتى شبهات آن در آخر زمان او ناشى از شبهات اوّل زمان اوست . و آن شبهات از منافقين زمان او بوده نه كفّار . و اگر تفصيل اين در امم سالفه به سبب تمادى زمان بر ما مخفى باشد ، پس آنچه در اين امّت واقع شده بر ما مخفى نيست كه تمامى شبهات ناشى شده از منافقين زمان رسول اللّه - صلى اللّه عليه و آله - كه آن جماعت راضى نمىشدند به حكم آن حضرت در آنچه امر و نهى مىفرمود و مىرفتند به راه باطل خود . و سؤال مىكردند آنچه را ممنوع بودند از خوض و انديشهء آن ، و مجادله به باطل مىنمودند در هر جا كه جايز نبود ايشان را جدال . و چنين بود حال در زمان آن حضرت - صلى اللّه عليه و آله - با وجود شوكت و قوّت و صحّت بدن آن حضرت و منافقان خدعه و حيله مىكردند و اظهار اسلام مىنمودند و در باطن نفاق را ثابت داشتند و ظاهر مىشد نفاق ايشان در هر وقت به اعتراضات ايشان بر حركات و سكنات آن جناب - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - پس اعتراضات ايشان مثل دانه‌ها شد و روئيد از آنها شبهات مثل گياه . پس اول منازعه كه واقع شد در مرض آن حضرت - ص - چنان كه روايت كرده آن را امام ابو عبد اللّه محمد بن اسماعيل بخارى به اسناد خود از عبد اللّه بن عباس - رضى اللّه عنه - كه چون اشتداد يافت مرض پيغمبر - ص - همان مرضى كه در آن از دنيا رحلت فرمود : گفت : « ائتوني بدواة و قرطاس اكتب لكم كتابا لا تضلّوا بعدي » . پس عمر گفت : بدرستى كه بر پيغمبر وجع غالب شده ، كتاب خدا ما را بس است » : و گفتگو بسيار شد ، پس آن حضرت - ص - فرمود : « قوموا عنّي لا ينبغى عندي التّنازع » « 1 » . ابن عبّاس گفت كه : مصيبت و كلّ « مصيبت آن بود كه حايل شد عمر ميان ما و كتاب آن حضرت » .

--> ( 1 ) . و نيز نك : صحيح بخارى ، كتاب العلم ، باب كتابة العلم ، ج 1 / 22 - 23 .