محمد علي حزين لاهيجي
37
فتح السبل ( فارسى )
مىتواند بود كه اشياء معلوم شود به كشف پيش از آنكه معلوم شده باشد به برهان . پس اگر دعوى كشف بر نقيض مقتضاى برهان صحيح كند ، مستحقّ تكذيب گردد . و اين سخن در كشف علمى است . و كلام در كشف جزوى و اطّلاع بر مغيبات مقامى ديگر دارد « 1 » و مناسب اين موضوع نيست . طريقهء اشراق و طريقهء اشراق « 2 » نيز سلوك راه باطن است و تفاوتى با تصوّف ندارد مگر به همين قدر كه تصوّف در برابر متكلّم است ، و اشراق در برابر حكمت . به اين معنى كه هرگاه سلوك راه باطن بعد از سلوك راه ظاهر مىباشد كه به قوانين حكمت مطابق است طريقهء اشراق باشد . و مذمّت اشراقى مشّائى را ، و صوفى مر متكلّم را راجع به اين است كه انسان اكتفا به راه ظاهر كرده سلوك باطن و طلب كمال حقيقى را ضايع گذاشتهاند . و مذمّت مشّائى و متكلّم مر صوفى و اشراقى را از اين جهت مىتواند بود كه ايشان تحصيل علم ظاهر نكرده ، قدم در راه باطن گذارند . و في الحقيقه هر دو قوم راست گفته باشند ، چه كمال حقيقى در جمع ظاهر و باطن است . [ فرق ميان كلام و حكمت ] اما فرق ميانهء « كلام » و « حكمت » آن است كه چون دانسته شد كه عقل را در تحصيل معارف الهيّه و ساير مسائل عقليّه استقلال تام حاصل است و توقّفى در اين امور به ثبوت شريعت ندارد ، پس تحصيل معارف حقيقيّه و اثبات احكام يقينيّه براى اعيان موجودات ، بر نهجى كه [ موافقت با ] نفس الأمرية داشته باشد ، از راه براهين عقليه صرفه
--> ( 1 ) . از مقولهء كرامات است . نك : گوهر مراد / 377 . ( 2 ) . حكيم سبزوارى در شرح الأسماء الحسنى ص 76 درباره طرق چهارگانه كلام ، حكمت مشايى ، حكمت اشراقى و تصوف ( عرفان ) سخنى جالب دارد علاقهمندان رجوع فرمايند . نك : گوهر مراد توضيحات ص 697 .