محمد علي حزين لاهيجي
35
فتح السبل ( فارسى )
بعثت انبيا - عليهم السلام - براى ارشاد راه ظاهر نيست اعنى يافتن اين راه موقوف به نمودن پيغمبر نيست ، چه اگر چنين مىبود دور لازم مىآيد ، براى اينكه تصديق پيغمبر به اين كه فرستادهء خداست موقوف به شناختن خداست ، بلكه كار پيغمبران در هدايت اين طريق مثل بيدار كردن خفتگان است . كسى كه خفتهء صحيح البصر را بيدار كند ، لا محاله او به بصر خود اشيا را ببيند ، و آن بيداركننده در ديدن بيدار شده ، زياده از بيدار كردن مدخليّت نداشته باشد . و تواند بود كه كسى به خودى خود بيدار شود و اشيا را ببيند ، چه بيدار شدن البته به بيدار كردن ديگرى موقوف نيست . و مردم در خواب غفلت منهمكند ، و پردهء غفلت به چشم عقل چون پردهء خواب است به چشم حس . و كار پيغمبران در اين راه آن باشد كه همه را از خواب غفلت بيدار كنند . و مىتواند بود كه كسى خود به خود هم بيدار شود . و چون مردم از خواب غفلت برخيزند اگر عقل از غشاوهء غفلت برآمده را به كار دارند خدا را به يقين توانند شناخت . و اگر نشناسند به علّت آن باشد كه عقل را به كار نداشته باشند ، و موانع و دواعى باطله سدّ راه بينش ايشان شده باشد مثل آن كس كه بيدار شود و چشم باز نكند كه اشيا را ببيند . و سبب همين است كه آنها كه بعد از دعوت انبيا ايمان نياوردهاند حق تعالى ايشان را اهل عناد و جحود خوانده . چه « جحد » آن است كه كسى داند و گويد نمىدانم . و بيدارى كه چشم باز نكند تا اشيا را بيند و گويد چيزى نيست البته معاند باشد ، و در قرآن مجيد چندين موضع بر سبيل تعجّب در حق ايشان مىفرمايد : « أَ فَلا تُبْصِرُونَ » ، « أَ فَلا يَعْقِلُونَ » ، « أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ » و امثال ذلك . و اگر عقل انسانى در سلوك راه ظاهر استقلال نداشتى اين همه تعجب بى جا بودى « 1 » .
--> ( 1 ) . عموميت اين سخن تنها در مورد اصل اعتقاد به وجود آفريدگار و صفات كمال او به طور في الجمله صحيح است . ولى درباره چگونگى اتصاف خداوند به صفات كمال - اعم از صفات ذات و فعل - بر صواب نيست ، و -