الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
87
ضياء القلوب ( فارسى )
و ضرب ابو ذر به واسطهء آن بود كه به او رسيده بود كه او در شام وقتى كه نماز جماعت گزاشته « 1 » مىشد و شروع مىكردند مردم در مناقب ابو بكر و عمر ، مىگفت ايشان را : آيا ديديد آنچه احداث كردند مردم بعد ايشان محكم كردند عمارت را و پوشيدند لباس بزم و سوار شدند اسب را و چيزهاى لذيذ خوردند ؟ . . و نزديك بود كه فاسد كند به سخنان خود امور را و مشوش كند احوال را . پس طلبيد او را از شام . و بود كه وقتى كه عثمان را مىديد مىخواند كه : يَوْمَ يُحْمى عَلَيْها فِي نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ « 2 » . يعنى : روزى كه گرم كرده شود طلا و نقره در آتش دوزخ پس داغ كرده شود به آن پيشانىهاى ايشان و پهلوهاى ايشان و پشتهاى ايشان . پس او را ضرب كرد عثمان به تازيانه به واسطهء ادب كردن ، و امام را مىرسد اين نسبت به هر كس كه به او بىادبى كند اگر چه منجر شود اين تأديب به هلاك . و بعد از آن گفت ابو ذر را : يا ترك مىكنى اين سخنان را و يا بيرون مىروى هر جا كه خواهى ؟ پس رفت به ربذه بىآنكه اخراج كرده باشد و فوت شد در آنجا . و قول شارح « تجريد » در باب ضرب ابن مسعود اگر صحيح باشد اشاره است به منع آن همچنان كه منع كرده است فضل بن روزبهان و صاحب « مغنى » با منع ضرب عثمان طعن ابن مسعود مر عثمان را منع كرده است .
--> ( 1 ) . در نسخهء خطى : گذاشته . ( 2 ) . توبه ( 9 ) : 35 .