الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
55
ضياء القلوب ( فارسى )
زده باشد در حالى ، و روايات هرگاه متعارض نباشند اسقاط هيچ يك از آن روايات جايز نيست . اين مضمون كلام سيد مرتضى طاب ثراه است . [ انكار ابن روزبهان ضرب عمار را ] و انكار كرده است فضل بن روزبهان ضرب عمار را اشدّ انكار همچنان كه دأب اوست . و گفته است صاحب « احقاق حق » كه : پيشتر گذشت كه اشاره به قصهء عمار كرده است مؤلف « روضة الاحباب » و تصريح كرده است موافق آنچه روايت كرده است « 1 » مصنف احمد بن اعثم كوفى در كتاب « فتوح » ، و او متهم نيست در دين اهل سنت همچنان كه از مطالعهء كتاب او ظاهر مىشود ، و اوست كه در بعض مواضع كتابش مىگويد كه : بدرستى كه در اين مقام اخبار و روايات صحيحه هست كه ذكر نكردهام تا شيعه آن را حجت بر ما نكنند « 2 » . تمام شد . و گفته است سيد رحمه اللّه در ردّ كلام صاحب « مغنى » : و اما آنكه عمار را جايز نبود كه به كفر عثمان كند و واقع نشده بود از عثمان آنچه باعث تكفير باشد درست نيست ، چه تكفير كردن عمار و غير عمار مر عثمان را معروف است ، و روايات به آن تكفير واقع شده است و به تحقيق كه از طرق مختلفه و به اسانيد كثيره منقول است اينكه عمار مىگفت كه : سه نفر شهادت به كفر عثمان مىدهد و من چهارم ايشانم ، و من شديدترم نسبت به آن سه نفر وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ
--> ( 1 ) . و روايت كرده مصنف كه علامهء حلى رحمه اللّه اكثر رواياتى است [ كذا ] نقل كردهام و بعض رواياتى كه نقل نكردهام . ( منه ) . ( 2 ) . بنگريد به : بحار الانوار 31 / 193 - 194 - 195 ، شرح نهج البلاغة 3 / 49 .