الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
43
ضياء القلوب ( فارسى )
فقلت : يا رسول اللّه ! لو نفّلتنا قيام هذه الليلة ؟ فقال : ان الرجل اذا صلّى مع الامام حتى ينصرف حسب له قيام ليلة فلما كانت الرابعة لم يقم حتى بقى ثلث الليل ، فلما كانت الثالثة جمع اهله و نساءه و الناس ، فقام بنا حتى خشينا ان يفوتنا الفلاح يعنى : السحور ، ثم لم يقم بنا بقية الشهر « 1 » . يعنى روزه گرفتيم با رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله پس قائم نشد به ما هيچ شب از شهر تا هفت شب ماند پس قائم شد با ما تا نصف شب گذشت ، پس گفتم : يا رسول اللّه ! اگر مىفرمودى قيام اين شب را خوب بود . پس فرمود كه : به درستى كه رجل هرگاه نماز كند تا امام فارغ شود حساب مىشود از براى او قيام يك شب . پس چون شب چهارم شد مراد از چهارم بعد از بيستم است برنخاست تا آنكه ثلث شب ماند پس چون شب سوم شد يعنى سوم نسبت به شب اول كه قيام كرده بود جمع كرد اهلش را و زنانش را و مردم را ، پس قيام آن شب را با ما بجا آورد تا ترسيديم كه فوت شود از ما سحور بعد از آن بقيّهء آن شهر را قيام نكرد با ما . بعد از نقل اين اخبار گفته است كه : اين اخبار كل « 2 » در صحاح است و دلالت دارد كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله تراويح را به جماعت بجا مىآورده است گاهى و مداومت نمىكرده به واسطهء ترسيدن آنكه واجب شود بر مسلمانان پس طاقت نداشته باشند ، پس چون بر طرف شد اين خوف جمع كرد مردم را عمر و باز تراويح كرد .
--> ( 1 ) . سنن ابى داود : 1 / 309 ح 1375 با اندكى تفاوت ، سنن ترمذى 2 / 150 ح 803 . ( 2 ) . كذا ، بهتر آن است كه گفته شود : كلّا يا كل آن . .