الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )

41

ضياء القلوب ( فارسى )

و ديد مردم را كه اين نماز را فرادى به جا مىآورند پس امر كرد ايشان را به جماعت ، و بيرون آمد شب ديگر و ديد كه همين نماز را به جماعت بجا مىآورند ، و فرق ميان اين دو شب ظاهر نشد مگر به اجتماع و انفراد . پس ظاهر شد كه مراد او از بدعت همين جماعت است و تحسين كردن بدعت از او غريب نيست همچنان كه ظاهر شد از آنچه نقل كردم از او در متعهء نساء و حج تمتع و حى على خير العمل و اخبارى كه فضل بن روزبهان نقل كرده است اينهاست كه نقل مىكنم : [ اخبارى كه ابن روزبهان نقل كرده در تأييد فعل عمر ] روايت كرده است از زيد بن ثابت كه : ان النبى صلّى اللّه عليه و آله اتخذ حجرة فى المسجد من حصير فصلى فيها ليالى حتى اجتمع اليه الناس ، ثم فقدوا صوته ليلة و ظنوا انه قد نام فجعل بعضهم يتنحنح ليخرج اليهم ، قال : ما زال « 1 » بكم و الذي رايت من صنيعكم حتى خشيت ان يكتب عليكم و لو كتب عليكم ما قمتم به فصلوا أيها الناس فى بيوتكم فان افضل صلاة المرء فى بيته الا الصلاة المكتوبة « 2 » . يعنى : به درستى كه نبى صلّى اللّه عليه و آله اخذ كرد حجره در مسجد از حصير و نماز كرد در آن حجره شب چندى تا جمع شدند به سوى او مردم بعد از آن صوت آن حضرت را در شبى نمىشنيدند و گمان كردند كه او خوابيده است ، پس شروع كرد بعض از مرد كه تنحنح مىكرد تا بيرون آيد به سوى ايشان حضرت فرمود

--> ( 1 ) . در حاشيهء مطلبى به نقل از كاتب يا مصحح نسخه آمده بدين عبارت : كتابى كه در پيش من بود در اينجا غلطى داشت [ و غرضى ؟ ] در خصوص لفظ نبود ، بنابراين اهتمام در تحصيل نسخهء ديگر كه معلوم شود كه آن لفظ چيست نشد . ( 2 ) . صحيح بخارى 8 / 142 ، مسند احمد 5 / 182 .