الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
26
ضياء القلوب ( فارسى )
داخل در ظاهر اسلام شده بودند صد شتر از شترهاى غنيمت به هر يكى از ايشان داده بود به واسطهء تأليف قلوب بسيارى از مسلمانان گمان كردند كه محبت قرابت داعى شده است آن حضرت را به اين نه موافقت حق ، پس ظاهر شد كه افعال انبياء و ائمه لازم نيست كه بر وفق فهم عامه باشد . و بر تقدير اعتبار كافى نيست در خلافت بلكه در آن معتبر نيست امورى كه ممكن نيست تحصيل آن به سعى و گويا در معلق ساختن به مشتبه در قول قائل كه و انك ان شاء اللّه لعلى خير اشاره است به بعض احتمالات كه منافى خلافتند « 1 » . [ اعتراض عمر بر صلح حديبيه ] و از جمله مطاعن عمر آنچه نقل كرده است ابن ابى الحديد « 2 » و غير او آنكه چون نوشت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در حديبيه كتابت صلح ميان او و ميان سهل بن عمر ، و در آن نوشته بود كه : كسى از مسلمانان كه نزد قريش برود رد نكنند بسوى نبى صلّى اللّه عليه و آله و كسى از مشركان كه نزد نبى صلّى اللّه عليه و آله برود رد كنند به سوى مشركان در غضب شد عمر و گفت مر ابو بكر را كه : ما هذا يا ابا بكر ؟ أ يردّ المسلمون الى المشركين ؟ ثم جاء الى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فجلس بين يديه و قال : يا رسول اللّه ! أ لست رسول اللّه حقا ؟ قال : بلى . قال : و نحن المسلمون حقا ؟ قال : نعم .
--> ( 1 ) . سفينة النجاة : 234 - 235 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغة 12 / 59 - 60 .