الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )

123

ضياء القلوب ( فارسى )

بعد از آن گفتم : بعد از ابو بكر كه دوست تو است ؟ گفت : عمر . و گفت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله كه : اگر بعد از من پيغمبرى بود هرآينه عمر خواهست بودن « 1 » . و از آن جمله آنچه روايت كرده شده است از پسر عمر كه : كنا نقول - و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله حى حاضر - : من افضل امة النبى صلّى اللّه عليه و آله بعده ؟ فقال النبى : بعده ابو بكر ثم عمر ثم عثمان . يعنى : بوديم ما كه مىگفتيم و حال آنكه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله حاضر بود : كيست افضل امت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بعد از او ؟ پس گفت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله : بعد از او ابو بكر و بعد از او عمر و بعد از او عثمان « 2 » . و از آن جمله آنچه روايت كرده شده است از آن حضرت كه : ان الحق ينطق على لسان عمر و قلبه . يعنى : حق جارى گردانيده مىشود بر زبان عمر و دل او « 3 » . و از آن جمله آنچه روايت كرده شده است از آن حضرت كه : اصحابى كالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم . يعنى : اصحاب من به منزلهء ستاره‌هايند به هر يك كه پيروى كنيد راه

--> ( 1 ) . بحار الانوار 33 / 224 با اختلاف ، خلاصة عبقات الانوار 1 / 90 ، سنن ترمذى 5 / 364 - 365 ، ح 3972 و 3973 . ( 2 ) . الغدير 5 / 329 . ( 3 ) . بحار الانوار 23 / 156 .