الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )

114

ضياء القلوب ( فارسى )

و كشته شدن او در بغى و عداوت است ، و آنچه قاضى نقل كرده است دلالت دارد كه در وقت مردن اظهار ندامت از قتل عثمان كرده است نه از بغى و عدوان ، بلكه از اين كلام اصرار و بر طغيان ظاهر مىشود همچنان كه به اندك تأمل كه مقارن انصاف باشد ظاهر مىشود « 1 » . و اما وجه دلالت كردن ستيزهء طلحه و زبير بر اهل نار بودن ايشان آن است كه : ايشان از سفينهء نجات تخلف كردند و اعتراض كردند از پيروى كسى كه حق با او دوران مىكند هر نحوى كه او دوران كند ، و بغض ورزيدند به آن حضرت كه آن علامت نفاق است همچنان كه دلالت دارد به آن بعض اخبار صحاح كه در كتب معتبرهء صحيحهء ايشان منقول است ، و بغى كردند به آن حضرت و كشته شدند در حال اصرار ايشان در خطا همچنان كه ظاهر شد . [ ادلّهء ديگر بر كذب خبر بشارت عشره ] و دليل دوم بر كذب خبر بشارت تكفير عمار و غير او از صحابه است عثمان را همچنان كه در مطاعن عثمان ظاهر شد . و دليل سوم آنچه در مطاعن كل واحد از ثلاثه مذكور شد . و چهارم ذكر نكردن ابو بكر و عمر و كسى كه از براى ايشان سعى مىكرد در روز سقيفه به واسطهء دفع كردن سخنان انصار با بودن اين روايت در باب دفع سخنان انصار در نهايت قوت نسبت به آنچه ذكر كرده‌اند ، و همچنين ابو بكر ذكر نكردن آن را در جواب طلحه وقتى كه اعتراض كرد بر تعيين كردن عمر به فظاظه و غلظه ، و ديگر نكردند در مواضع ديگر به آنها نه حاجت به آن

--> ( 1 ) . بحار الانوار 23 / 338 با تفاوت .