الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
106
ضياء القلوب ( فارسى )
و در كلام عثمان غير آنچه از كلام سيد رحمه اللّه ظاهر شد چندين قباحت هست . يكى : قول او كه اخراج كرده بود به كلمه كه رسيده بود از حكم دلالت دارد كه او امر اين كلمه را سهل شمرده است ، همچنان كه عارف به اسلوب كلام مىداند . پس اين تخطئه است مر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را در عظيم شمردن آن . و دوم : در قول او كه : ضرر نمىرساند بودن او شما را دلالت بر عدم مبالات او مىكند به گفتهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و هرگاه بودن نظر و دين در مدينه ضرر ظاهرى به مانعين نداشته باشد منع ايشان وجهى ندارد به زعم او . و سوم : عدم اطاعت كلام امير المؤمنين عليه السّلام با مبالغهء تامه و غضبى كه دلالت دارند بر نهايت قباحت فعل عثمان با آنكه حق دوران مىكند با على عليه السّلام . و چهارم آنكه : نسبت داده است باب مدينه علم را به امرى كه خود متصف به آن بوده است كه عدم مبالات است به گفتهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به قول خود كه : نيست از شما كسى كه . .
--> گورستان مسلمانان دفن كنند تا به ( حش كوكب ) بردند از گورستان جهودان و اين قبّه كه ظاهر است قبّهء عثمان مظعون است و امثال اين .