الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )

83

ضياء القلوب ( فارسى )

صادق بودن نبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در قولش و اما صادق بودن آن حضرت در دعوى به واسطهء آنكه عجز معاندين از آوردن سوره مثل قرآن دلالت مىكند كه اين كلام ، كلام حق سبحانه و تعالى است و از انسان نمىتواند بود اگر چه قارى باشد چه جاى آنكه از امّى باشد پس ذكر امّيّت از جهت زيادتى توضيح است نه از جهت توقف ايشان مدعا به آن . و هرگاه اين كلام ، كلام اللّه تعالى باشد پس آن كس كه اين كلام بر او نازل شده است صادق خواهد بود در دعواى نبوت بلكه در جميع اقوال زيرا كه معجزه به كاذب دادن ظلم و اغرا بر باطل خواهد بود و بر اللّه تعالى روا نيست چنان كه در فصل دوم ظاهر شد « 1 » . اگر كسى گويد كه : زمان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله دو قسم بود يكى آنكه قادر بر معارضه خوف نبود از جهت قلّت معاون نسبت به آن حضرت و قسم ديگر آنكه اسلام قوت به هم رسانيده و آن حضرت صلّى اللّه عليه و آله شوكت و عظمت به هم رسانيده بود ، پس احتمال دارد كه در زمان عدم قوت اسلام و در زمان قوت و عدم خوف از اصل معارضه « 2 » واقع شده باشد . اما نقل مستمر نشده باشد بنابر ضعف معارضين و ناقلين آن و قوت اسلام و سطوت و شوكت اهل اسلام به حيثيتى كه اصحاب معارضه و ناقلين هر دو يا ناقلين تنها بعد از انقضاى مدّتى از معارضه قادر بر اظهار معارضه نبوده از

--> ( 1 ) . سفينة النجاة : 43 - 44 . ( 2 ) . در نسخهء خطى كلمهء « معارضه » تكرار شده است .