الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )

73

ضياء القلوب ( فارسى )

خدا قادر است يا غير آن از صفات حقيقيه يكى است كه آن اللّه ، اللّه است كه مال آن سلب جمل است . بعضى از منسوبان به اين قول مىگفت كه : ممكن نيست كه امرى را به واجب نسبت بدهند و حمل كنند نه به عنوان ايجاب و نه به عنوان سلب بنابر آنكه مطلق حكم موقوف است به تصوّر طرفين و در ما نحن فيه تصوّر موضوع متعذر است . و غافل بود كه خود حكم كرده است به واجب الوجود به امتناع حكم ، نهايت آنچه در توجيه كلام ايشان مىتوان گفت آن است كه : كسى بگويد كه : گويا كه مراد ايشان از اشتراك لفظى اختلاف منشأ صدق موجود است در خالق و مخلوق چه منشأ صدق در خالق محض ذات است و در مخلوق قيام وجود به موصوف - چنان كه بعضى گمان مىكنند - و يا ذات مجعوله است - چنان كه تحقيق است - اگر چه بسيارى از كلمات ايشان از اين توجيه ابا دارد « 1 » . پس ظاهر شد كه قول به عدم حمل مفهوم عالم كه از اين لفظ و از مرادفات آن فهميده مىشود بر اللّه تعالى با سخافت واضحه « 2 » اقصى مرتبهء شناعت و ركاكت دارد . و قول به اينكه منشأ صدق عالم در خالق و مخلوق مختلف است چنان كه در توجيه اشاره به آن شد اگر چه فى نفسه حق است امّا تخطئهء محققين كردن چنان كه شعار ايشان است هيچ وجهى ندارد چه قول محققين به زيادتى صفات در ممكن و عينيت آن در واجب به منزلهء تصريح است به اختلاف منشأ صدق

--> ( 1 ) . سفينة النجاة : 38 - 40 . ( 2 ) . در نسخهء خطى : سخافه واضحة .