الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
67
ضياء القلوب ( فارسى )
پس متعيّن شد احتمال اوّل كه علم صانع تعالى به جميع كليات و جزئيات به ذات خود باشد . اگر كسى گويد كه : انحصار علم در حضورى و حصولى از مسلّماتى است كه انكار حصر از احدى از محققين ظاهر نيست و علم واجب به ذاتش حضورى بودن ظاهر است و علم او به غير او از كدام قسم خواهد بود نزد ايشان ؟ جواب مىگوئيم كه : علم واجب عين ذات او بودن ظاهر شد برهان و مسلم و مشهور است در ميان محققين ، پس اگر اين حصر ثابت باشد نزد ايشان مىبايد كه حضور را اعم از حقيقى و حكمى حمل كرد تا حضور حكمى در علم صانع تعالى به اشياء متحقق شود به اين معنى كه چون علم واجب به اشياء عين واجب است پس حضور او در نزد خود همچنان كه علم به ذات خود است علم است به جميع اشياء زيرا كه ذات او نايب اشياء است در باب حضور ذات او علم به اشياء بودن و علم حضورى كه ابطال شد علم حضورى حقيقى است . و از دليلى كه در عينيت علم گفته شد عينيت قدرت و حيات و اراده هرگاه از آن اراده علم به مصلحت كند هم ظاهر مىشود اگر چه اراده گاه به معنى صفت فعل هم استعمال مىشود چنان كه از بعض اخبار ظاهر مىشود « 1 » .
--> ( 1 ) . سفينة النجاة : 35 - 36 .