الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )

59

ضياء القلوب ( فارسى )

معلول اخير علت حصول مجموع سلسلهء مشتمله بر آن است و هرگاه چنين باشد زيادتى احد متضايفين بر ديگرى لازم نمىآيد . جواب گوئيم كه : تضايف معلوليت معلول اخير با عليت علت اوست و اگر او علت مجموع يا غير مجموع باشد بر تقديرى كه هر معلولى علت معلول ديگرى باشد و در طرف معلول هم منتهى به معلول اخير نشود ضررى ندارد زيرا كه ما را مىرسد كه يكى از سلسله را اخذ كرده بگوئيم كه معلوليّت آن به ازاء عليت علت آن است و معلوليت علت به ازاء عليت علّت و همچنين الى غير النهاية . و به اين تقرير قطع نظر از معلول آن يكى كرده اجزاء برهان به اين نحو مىكنيم كه معلوليت اين يكى به ازاء عليّت خودش نيست اگر چه او متصف به عليّت باشد بلكه به ازاء عليت علّت او است . و به اين تقرير زيادتى احد متضايفات حقيقتين بر ديگرى لازم مىآيد بر تقدير عدم اشتمال سلسلهء موجودات بر واجب [ . . . ] « 1 » محال است . و وجه ديگر : فرض مىكنيم از معلولى از معلولات سلسله غير متناهيه كه لازم عدم انتها به واجب است سلسله واحده و بعد از آن از مبدأ ديگر اين سلسله فرض مىكنيم الى غير النهاية سلسله ديگر و بعد از آن اول يكى از آن دو سلسله را بر اول ديگرى و ثانى را به ثانى و همچنين تطبيق مىكنيم مادام كه اين دو سلسله باقى باشند . و مىگوئيم كه : آيا به ازاء هر يك از سلسله يكى از سلسله ديگر واقع

--> ( 1 ) . در حاشيهء نسخهء خطى واژه يا واژگانى اضافه شده كه متأسفانه در عكسبردارى يا اصل نسخه محو شده است .