الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
133
ضياء القلوب ( فارسى )
[ تقرير آيهء ولايت به نحوى ديگر ] و ممكن است تقرير آيه به وجه ديگر به تقريرى كه از ولايت اولويت يا محبت و نصرت مراد باشد و آن اين است كه : ظاهر مىشود از نسبت دادن ولايت طايفهاى كه در ما نحن فيه مخاطب آنند به واحدى بعد از نسبت دادن آن به خدا و رسول چنان كه مقتضاى آيهء إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا « 1 » و حصر آن ولايت در اين سه كردن مزيت تمامى مر اين واحد را نسبت به كل مخاطبان به حيثيتى كه عقل مىبايد كه يكى از آن طائفه را بر اين واحد رئيس كردن قباحهء ظاهرى دارد خواه ولايت به معنى اولويت و احقّيت باشد و خواه به معنى محبّت و نصرت . خلاصهء سخن آنكه : در اشتراك ثالث با خدا و رسول او در صفت اضافيه كه مختص باشند به آن صفت و تجاوز نكند آن صفت از ايشان چنان كه مقتضاى حصر است دلالت ظاهرى دارد بر زيادتى ثالث بر غير آن ثلاثه زيادتى بسيار واضحى بلكه دلالت دارد بر بيرون بودن آن واحد از آنكه او را نسبت به يكى از مخاطبان بدهند ، پس به چه نحو ممكن است كه يكى از جماعت مخاطبان را بر آن ثالث رئيس كنند « 2 » ؟ [ تأييدات مفسران دربارهء آيهء تصدق در ركوع ] بدان كه نقل مستفيض است از مفسرين و غير ايشان در نزول آيه در شأن
--> ( 1 ) . مائده ( 5 ) : 55 . ( 2 ) . سفينة النجاة : 74 .