الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )

130

ضياء القلوب ( فارسى )

و هرگاه محبت اللّه تعالى و رسول او و اولى الأمر بر وجه مذكور باشد واجب است كه محبت رعيت ايشان را بر وجهى باشد كه مناسب آن محبّت باشد ، و ظاهر است كه محبت چنينى باعث اطاعت و انقياد خواهد بود تا آنكه اگر كسى ترك اطاعت دوست مهربان بسيار مشفق كند مىگويند كه دوست من است ، و به اين اعتبار است كه نسبت عداوت اللّه تعالى به كفار و فساق داده مىشود نه عداوت حقيقت كه در اكثر متحقق نيست . [ وجوب توبهء غاصبان خلافت ] و هرگاه حال محبّتى كه ناشى از محبّت مختصر به خدا و رسول و اولى الأمر است اين باشد كه دانستى پس جايز نيست ترك مقتضاى محبّت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و نصرت او ، پس جايز نبود مهاجرين و انصار را عقد خلافت از براى ابو بكر بىاذن امير المؤمنين عليه السّلام و بعد از آن كه اين غلط واقع شد در روز سقيفه چون ظاهر شد از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام كراهيت اين امر چنان كه ظاهر خواهد شد إن شاء اللّه تعالى در مبحث ابطال امامت أبو بكر و غير آن مبحث واجب بود توبه كردن از اطاعت ابو بكر و تفويض امر به حضرت امير المؤمنين عليه السّلام كردن . و ظاهر است كه كسى كه در اين ولايت مختصه با خدا و رسول صلّى اللّه عليه و آله شريك باشد در دعواى امامت صادق خواهد بود . و قول به اينكه اين حصر دلالت بر امامت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام نمىتواند داشت چه در وقت نزول آيه توهّم امامت ثلاثه نبود تا به اين حصر نفى آن از ثلاثه و اثبات آن از براى حضرت امير المؤمنين عليه السّلام بشود ضعيف است زيرا كه امثال اين حصر همچنان كه از جهت دفع توهّم سابق مىتواند بود